X
تبلیغات
کشاورزی نوین - جزوه درسی گیاهشناسی (مرفولوژی ریشه ساقه برگ گل میوه) ماندانا نوین
کشاورزی نوین

ساختار اوليه و ثانويه ريشه:

در ريشه و ساقه نهاندانگان دو لپه اي دو نوع ساختار وجود دارد.ساختار نخستين،ساختماني است كه در ابتدا در ريشه و ساقه وجود دارد و ساختار پسين،ساختاري است كه در نتيجه رشد قطري ساقه و يا ريشه در اين اندامها پديد مي آيند. در واقع در گياهان چوبي(غير علفي)ضمن رشد و نمو قطري،بافتهاي جديدي ساخته و به بافتهاي قبلي ضميمه مي شود.

ريشه يكي از اندامهاي اصلي گياه محسوب مي شود كه عمدتاً عهده دار جذب مواد غذايي و نگهداري گياه است.ريشه زمين گرايي(Geotropism) مثبت و نورگرايي(Phototropism) منفي دارد. بعلاوه ريشه داراي آب گرايي(Hidrotropism) مثبت است.

ريشه ها فاقد جوانه انتهايي و جوانه هاي جانبي هستند،همچنين فاقد تقسيم بندي گره و ميان گره و فاقد اعضاي برگ و جوانه و انشعابات در محل گره ها مي باشند،بجز ريشه هايي كه در اصل ساقه هستند،مثل سيب زميني و پياز ولي زير خاك رشد مي كنند و برخي اعمال ريشه را انجام مي دهند،به اين گونه ريشه ريزوم (Rhzome) گويند.

وظايف ريشه:

1- تثبيت گياه در خاك
2- جذب آب و املاح
3- انتقال مواد
4- ذخيره مواد

مرفولوژي ريشه:

ريشه ها در بسياري از گياهان منشاء جنيني دارند و از بخش ريشه به جنين نشأت مي گيرند. در گياهچه در حال رشدريشه چه، ريشه اصلي را تشكيل مي دهد و از آن ريشه هاي فرعي و انشعابات حاصل مي شود ولي ساقه چه (اپيكوتيل) به سمت بالاي خاك رشد ميكند و تنه اصلي گياه، ساقه ها و انشعابات بالاي خاك را مي سازد.

ريشه هاي نابجا نوع ديگري از ريشه ها هستند كه منشاء جنيني ندارند و از جاهاي مختلف ديگر مثل ساقه، برگ و حتي گل آذين پديدار مي شوند مثلآ :

ریشه های نابجا در عشقه و چسبكها از گره هاي ساقه، در گندمي از گل آذين ، در بنفشه آفريقايي و بگونياركس از برگ و در قلمه ها از ساقه منشآ می گیرند.

بسياري از ريشه ها بر حسب عمل اصلي خود يعني جذب مواد غذايي تكامل يافته اند، بنحوي كه بتوانند بيشترين سطح جذب را در خاك ايجاد كنند و بدين طريق با ذرات خاك در تماس باشند.ريشه اصلي با ايجاد ريشه هاي فرعي نوع اول،نوع دوم،نوع سوم و … هر بار ريشه هاي ظريفتري را توليد مي كند.آنها نيز در تمام منافذ خاك نفوذ مي كنند.

معمولاً ريشه ها چه اصلي و چه فرعي در انتهاي خود تارهاي كشنده بسياري را بوجود مي آورند،از اينرو يك سيستم ريشه ميتواند جهت جذب اب و مواد محلول در آن در سطح وسيعي از خاك پيش رود،اين نشان مي دهد كه در بسياري از گياهان عمل اصلي ريشه جذب مي باشد.

1- ريشه هاي راست : اغلب گياهان دولپه اي ، ريشه هاي مستقيم ايجاد مي كنندكه به عمق زمين مي روند كه به اينگونه ريشه ها ، ريشه هاي راست مي گويند.مثل اسفناج،تاج خروس،گل سرخ.

2- ريشه هاي ذخيره اي : اين ريشه ها ذخيره اي از مواد غذايي اند كه براي استفاده گياه ساخته مي شوند،اين نوع گياهان معمولاً دو ساله اند و اندوخته غذايي را معمولاً در سال دوم به مصرف اندامهاي توليد مثل گل ، دانه و ميوه مي رسانند.مانند: چغندر،هويج،ترب،شلغم و تربچه.

3- ريشه هاي افشان : در قشر سطحي خاك گسترش مي يابند و شبكه وسيعي را جهت جذب آب و مواد محلول در آن ايجاد مي كند . مانند: تك لپه اي ها بخصوص گندميان.در تك لپه اي ها پس از رشد ساقه چه و رسيدن به سطح خاك از محل گره هاي ساقه درداخل خاك ريشه هاي نابجا توليدشده و ريشه اصلي از بين مي رود، سپس ريشه هاي نابجا به شكل ريشه هاي افشان توسعه مي يابند. ريشه هاي افشان از لحاظ ضخامت يكسانند و تفاوتي بين ريشه اصلي و فرعي آنها نيست.

ريشه ها به انواع مختلف ديگر نيز يافت ميشوند كه گاهي فعاليت ديگري نيز دارند، برخي از گياهان ريشه هاي هوايي ايجاد مي كنند كه ظاهراً در جذب رطوبت هوا مؤثرند.مثل: انجير معابد و ثعلب وذرت.

در ذرت ريشه هاي هوايي سبب استحكام گياه شده ونقش جذب آب ومواد را نيز برعهده دارند.

در ثعلب ريشه هاي هوايي كلروفيل دارد و فتوسنتز ميكند.

خصوصيات تشريحي ريشه:
ساختمان نخستين ريشه:بسياري از ريشه ها در نوك خود كلاهك ريشه دارند ،بر خي گياهان به كلي فاقد كلاهك ميباشند،عمل كلاهك دقيقاً مشخص نيست ولي بسياري از متخصصان دو عمل مهم را به كلاهك نسبت داده اند:

1- حفاظت از بخش مريستم نوك كه درست در نوك ريشه و زير كلاهك قرار دارد.

2- هدايت زمين گرايي مثبت ريشه را بر عهده دارد که اگر كلاهك قطع شود ريشه سرگردان مي شود.

ريشه هاي داراي مريستم انتهايي يا نوك است كه مسئول رشد ساختمان نخستين ريشه مي باشد.مريستم نوك در رأس ريشه و درست زير كلاهك قرار گرفته است اين سلولهاي مريستمي بخشهاي ريشه را مي سازند. اين سلولها بتدريج كه از ناحيه مريستم فاصله مي گيرند به بافتهاي مختلف متمايز مي شوند.

در تشكيل ساختمان نخستين ريشه سريستم دخالت دارد كه منشأ سه بخش اصلي ريشه يعني: اپيدرم(روپوست)،پوست و استوانه مركزي مي باشند.

سلولهاي مريستمي مسئول ايجاد بخش هاي مختلف ريشه:

1- پروتودرمال (protodrmal)که اپيدرم (روپوست) را بوجودمی آورد.

2- پروواسكولار(provascular) که استوانه مركزي و سيستم هدايت كننده رابوجودمی آورد.

3-  مریستم گراندیا زمينه اي (ground) که پوست را بوجودمی آورد.

اين سه بخش از ابتداي تمايز بافتي در اندام ريشه در مقاطع عرضي وطولي قابل تشخيص مي باشند.

 

از ناحيه مريستمي كه فاصله بگيريم به جايي از ريشه مي رسيم كه سلولها رشد طولي نشان ميدهند . سلولها اگر چه در اين ناحيه هنوز غير متمايز مي باشند ولي ديواره هاي آنها از دو جهت اتساع پيدا مي كنند و خيلي طويل مي شوند. اين ناحيه به ناحيه رشد طولي موسوم است.

ناحيه بالاتر از اين ناحيه جايي است كه سلولها شروع به تمايزمي كنند؛ اين ناحيـه تا تـمايز كامـل سلولها وجود دارد و ناحيه بلوغ يا تمايز ناميده مي شود .در اين ناحيه تارهاي كشنده نيز ظاهر مي شوند بنابراين به آن ناحيه تارهاي كشنده نيز گفته ميشود .اولين تمايز سلولي را در بافتهاي هدايت كننده (چوبي وآبكش)و در استوانه مركزي مي توان ديد كه به فاصله چند ميلي متر از نوك ريشه رخ مي دهد.در ريشه معمولا سلولهاي چوبي اولين سلولهايي هستند كه تمايزحاصل مي كنند. اولين سلولهاي آوند چوبي كه متمايز مي شوند پروتوگزايلم (protoxylem) نام دارند. ديواره ثانويه در اين سلولها تقريبا ناقص ريخته ميشود اين سلولها بيروني ترين سلولهـاي آونـدي در استوانه مركزي اند و اصولا تعداد كمي از آنها متمايز مي گردند.

سلولهايي كه بعدا متمايز مـي گردند نسبت به آنها دروني تر قرارگرفته اند و به آنها متاگزايلم(metaxylem)گويند.سلولهاي متاگزايلم بزرگتر و تعداد آنها كمتر از پروتوگزايلم مي باشد. اين سلولها به مرور درشت تـر شده و ديواره هاي ثانويه آنها كاملتر ريخته مي شود. تدريجا به تعداد متاگزايلم ها افزوده مـي شود ومجموعه بافت چوبي به شكل مثلثي ميشود كه راس آن بطرف خارج و محل استقرار پروتوگزايلم هـا مي باشد.سلولهاي متاگزايلم درشت تر كه  اخيرا ساخته شده اند قاعده مثلث را تشكيل مي دهند.به تدريج كه متاگزايلم ها بيشتر تكامل يافته و بالغ تر مي شوند ؛ رسوبـات ديـواره ثانـويه آنها نـيـزكاملتر مي شود.

رسوبات ديواره ثانويه در حالات مختلف تكامل خود بصورت هاي متفاوت حلقـوي ؛ مـارپيـچـي ؛نردباني ؛ مشبك و منقوط ظاهر مي گردد.

اولين سلولهاي آبكش نيز پس از سلولهاي چوبي متمايز مي گردند اين سلولها در دستجـات جدا ازبافت چوبي قرار مي گيرند. نظير آوندهاي چوبي؛ اولـين سلولهـاي آبكـش كه متمايـز مـي شونـد پروتوفلوئم (protophloem) نام دارند كه تقريبا به موازات و هم رديف پروتوگزايلم ها بوده و بـه سمت بيرون استوانه مركزي قرار مي گيرند. سلولهاي آبكـش كه بعـدا متمايز ميشوند متـافـلوئـم (metapholoem) ناميده مي شوند اين سلولها به سمت مركـز استوانـه آوندي متمـايـز مـي شوند.در ساختمان ريشه آوندهاي چوبي و آبكش بصورت دستجاتي جـدا از هم و متنـاوب با هـم قـرار ميگيرند. آوندهاي چوبي بصورت دسته جمعي مانند مثلث هايي ظاهر ميشوند كه پروتوگزايلم ها در راس مثلث و متاگزايلم ها به سمت قاعده مثلث و مركز استوانه قرار ميكنار استوانه مركزي را از سمت بيرون يك لايه ي سلولي بنام دايره محيطيـه يا دايـره ريشـه زا تشكيل مي دهد.

سلولهاي دايره محيطيه كه خارجي ترين لايه در استوانه مركزي محسوب مي شوند نـظير سلولهـايمريستمي قدرت تقسيم دارند و گاه به سلولهاي فعال مريستمي تبديل مي شوند.بين دستجات آوندي در استوانه مركزي معمولا بافت پارانـشيـم قرار مي گيرد و يا به عبارتي ديگربافت هاي هدايت كننده درون بافت پارانشيم كه آن را پارانـشيم زمينه اي نيز نامند قرار مي گيرند.

خارج از استوانه مركزي ناحيه پوست قرار دارد. ناحيه پوست در ريشه هاي بالغ معمولا از سه بخش تشكيل مي گردد:

1- بخشي ازپوست كه بلافاصله زير روپوست (اپيدرم) قرار دارد. اين نـاحيـه را بـه سبـب اينـكـه خارجي ترين  بخش پوست را تشكيل مي دهد. اگزودرم (exoderm ) نامند.

2- دربسياري ازريشه ها ناحيه زيراگزودرم راپارانشيم اشغال نموده كه آنراپارانـشيـم پوست يامزودرم(mesoderm ) نامند.

3- دروني ترين لايه پوست را درون پوست يا پوست داخلي يا آنـدودرم (endoderm) نـامنـد.

خارجي ترين لايه سلولي در ريشه اپيـدرم (روپوست) نام دارد كه معمولا از يك رديـف سلـول بدون فواصل بين سلولي تشكيل گرديده است. سلولهاي اين لايه مكعب مستطيل بوده و جدار بيروني آنها انحنادار ميباشد.

گاهي درجدار بيروني قشر نازكي از كوتيـكـول(cuticle)ومقدار كمي ماده كوتيني ايجاد مي گردد.

برخي از سلولهاي روپوست تارهاي كشنده را بوجود مي آورند. تـارها ابـتدا به صـورت بـرآمدگي كوچكي از سطح سلول نمايـان شده سپس رشد مـي كنند و گاه بسيار طـويـل مـي شوند. هستـــه سلـول غالبا به درون تاركشنده مهاجرت مي كند.پس سلولهاي اپيدرم (روپوست) كه منشا تارهاي كشنده مي باشند معمولا تفاوتي با سلولهـاي ديـگرندارند اما گاهي سلولهاي تشكيل دهنده تار كوچكتر بوده و گاه سيتوپلاسم غليظي دارند ؛ كه بخوبي قابل تشخيص مي باشد سلولهاي ايجاد كننده تاركشنده را تريـكوبـلاست (trichoblast) مي نامند.

ساختمان پسين ريشه:

 در بسياري از گياهان چند ساله و چوبـي عـلاوه بر ساختمـان نـخستيـن ساختمان ديگري نيز تشكيل مي شود كه آن را ساختمان پسين يا ثانويه نامند. ساختمان پـسين خود داراي ساختمان خاصي است كه همه از مريستم هاي ديگري بجز مريـستم هـاي انتهايي نوك ؛ مـنشا ميگيرند. زمان شروع فعاليت مريستم ثـانويه و تشكيل بـافتهـاي پسين در گياهـان متفاوت مي باشـد.گاهي پس از گذشت يكسال يا بيشتر و گاهي در ماههاي نخستين رشد گيـاه شروع مي شود.ولي هميشه بعد از تكميل رشد نخستين در گياه آغاز مي شود .يكي از مهـم ترين مريستم هـايي كـه بافتهاي وسيعي را در ساختمان هاي پسين ايجاد مي كند  لايه زاينده واسكولار ميباشد. ايــن مريستم به صورت يك لايه سلول زاينده بين دستجـات چوبي و آبكـش اوليـه در استـوانــه مـركـزي فعالييت خود را آغاز ميكند به تدريج تبديل به يك لايه سرتاسري و ممتد شده و بـصورت يك استوانه مركزي در ريشه فعاليت ميكند.تقسيمـات سلولـي پي در پي كه در سلولهـاي بنيـادي اين لايـه انجام مي گيرد سبب مـي شود كـه  سلولهاي ايجاد شده از آنها به سمت خارج يا داخل رانده شود.سلولهايي كه به سمت داخل رانده مي شوند و به فاصله كمـي از لايـه زاينـده قرار مـي گيرنـد بـه سلولهاي چوبـي ثـانويه متمايز مي گردند و برعكس سلولهايي كه به طرف بيرون رانده مي شوند.آبكش ثانـويه را مي سازند همانطور كه فعاليت لايه زاينده ادامه مي يابد بافت چوبي وآبكش ثانويه هركدام بصورت حلقه اي مشخص به ترتيب درون و بـيرون لايـه زاينـده قرار مـي گيرد.هر حلقه گوياي يك فصل رشد مي باشد كه در نتيجه فعاليت لايه زاينده ايجاد شده است.

لايه زاينده بجز ‎آوندهاي چوبي و آبكش پسين بافتهاي ديگري نيز مي سازد از آن جمله پارانـشيـم اشعه كه بين سلولهاي چوبي و آبكش ثانويه بصورت اشعه قرار مي گيرد.

علاوه بر لايه زاينده و اسكولار ؛ لايه زاينده ديگري نيز در گياهان ممكن است فعال شود كـه بـه آن  لايه زاينده چوب پنبه اي گويند. اين لايه زاينده هميشه پس از لايه زاينـده و اسكولار فـعاليت مي كند و نتيجه فـعالـيت آن ساخـتن چوب پنبه از بيرون و سلولهاي فلودرم از درون مي باشد.


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساختار اوليه و ثانويه ساقه:       

ساقه اندام بسيار مهم گياه و محور اصلي بالاي خاك محسوب مي شود . تنه گياه ممكن است داراي يك ساقه باشد و يا از ساقه هاي اصلي و فرعي متعدد تشكيل گردد . ساقه ها عموماً تقارن محوري دارند و گاهي نيز فاقد تقارن محوري مي باشند. ساقه اندام مهم گياه جهت نقل و انتقال مواد درون گياه محسوب  مي شود و گاهي نيز اندام اصلي فتوسنتز كننده به شمار مي رود .

ساقه داراي اندامها و اجزاي مهم جانبي مي باشد كه در فواصل مشخص و در محل گره ها ايجاد ميشوند از آنجا كه ساقه ها زمين گرايي ( ژئوتروپيسم ) منفي و نور گرايي ( فتوتروپيسم ) مثبت نشان مي دهند ، معمولاً به طرف بالارشدمي كنند.

گاهي ساقه ها بطور خوابيده در سطح زمين پخش مي شوند و يا بصورت رونده رشد مي كنند و گاه حتي در خلاف گرايش زمين گرايي منفي ، رشد به سمت زمين دارند و گاه نيز در زير خاك مي رويند .

ساقه اصلي از اپيكوتيل (Epicotyle ) در جنين و گياهچه نشأت ميگيرد . منشأ ساختمان ها و بافت هاي نخستين ساقه مريستم انتهايي ساقه مي باشد ، كه در نوك ساقه بالاتر از اولين جوانه هاي برگ قرار گرفته است . ساختمانها و بافت هاي پسين در نتيجه فعاليت مريستم هاي واسكولار يعني لایه زاينده بافتهاي هدايت كننده و نيز لايه چوب پنبه ايجاد مي شوند .

مورفولوژي ساقه :

ساقه ها در فواصل مشخصي برگها و يا اجزاي جانبي ديگري را ايجاد مي كنند بدين ترتيب محور اصلي ساقه به گره و ميان گره تقسيم مي گردد ، در محل گره ها برگها و جوانه ها ي جانبي قرار مي گيرند .   جوانه ها ممكن  است به جوانه هاي برگي ، جوانه هاي انشعابات كناري ساقه ، جوانه هاي گل و گل آذين قابل تشخيص و تقسيم بندي باشند . ساقه ها علاوه بر جوانه كناري داراي جوانه انتهايي نيز مي باشند كه از همه جوانه ها مهمتر و غالباً بزرگتر است . جوانه انتهايي ساقه در جايگاه مريستم نوك ساقه است كه منشأ كليه بافت ها و تشكيلات ساختماني در رشد نخستين ساقه مي باشد .

برگها يكي از مهمترين اندام هاي گياهي محسوب مي شوند و نظم خاصي را برروي گره هاي ساقه دنبال  مي كنند .

نظم برگها بر روي ساقه را اصطلاحاً فيلوتاكسي (Phyllotaxy ) گويند .

بطور كلي برگها با سه نظم يا فيلوتاكسي متفاوت در محل گره ها قرار مي گيرند .

1- نظم فراهم : مثل فرفيون 

2- نظم متقابل : مثل نعنا

3- نظم متناوب : برگ بيد 

دگرگونی های ساقه :
ساقه ها گاهي تغييرات و دگرگوني هاي وسيعي پيدا مي كنند و از شكل معمول خود خارج شده و به اشكال مختلف ديگر تبديل مي شوند ، اينگونه ساقه ها اگر چه برخي از خصوصيات اساسي ساقه را حفظ كرده اند ولي شناسايي آنها گاهي ممكن است بسختي صورت پذيرد . تغيير شكل ساقه ظاهراً در نتيجه فعاليت خاصي است كه بر حسب نياز و تكامل صورت گرفته است .

چند نمونه از دگرگوني هاي ساقه عبارتند از :

1- گياه ممكن است فاقد ساقه باشد كه به آن اسكاپوز (Escapose) گويند .مثل : گل پامچال

2_ گاهي ساقه ها به خار تبديل مي شوند ، در اين صورت فاقد برگند . مثل خار مركبات .

3_ ساقه ها ممكن است به صورت غده زير زميني ظاهر شود . مانند : سيب زميني .

4_ كلادود (Cladod) ساقه ها يي هستند كه شبيه برگ شده اند مانند : كوله خاس ، هميشك و مارچوبه .

5_ ساقه ها ممكن است بصورت Corm ظاهر شوند. مانند : گلايول ، زعفران .

6- برخي از گياهان پياز دارند.

7_ برخي از ساقه ها گوشتي شده اند . مثل كاكتوس .

8_ از ديگر ساقه هاي تغيير شكل يافته ريزوم را ميتوان نام برد . مثل : ريزوم زنبق ، اختر .

9_ نوع ديگر ساقه ، ساقه هاي رونده يا استولن (Stolen) است . استولن گاه بر روي سطح خاك است مثل توت فرنگي و گاهي در زير خاك است مثل نعنا .

10_ ساقه هاي بالا رونده نوع ديگري از ساقه مي باشند كه با رشد سريع خود ازتكيه گاه ها و گياهان ديگر بالا مي روند.  مثل : عشقه

11- ساقه هاي ماشوره اي ساقه هايي هستند كه بجز در محل گره ها تو خالي اند. مثل گندم ، جو .

12_ برخي ها به پيچك تبديل مي شوند ، در نخود قسمتي از ساقه يا تمام ساقه به پيچك بدل مي شود . مانند : مو .

ساختمان نخستين ساقه  منشأ ساختمان هاي نخستين ، مريستم انتهايي نوك مي باشد كه درست بالا تر از اولين جوانه برگ قرار مي گيرد .

مريستم انتهايي نوك به سه گروه از سلول هاي مريستمي تقسيم مي شود كه هر كدام از آنها منشأ بخشهاي سه گانه در ساختمان نخستين ساقه مي باشند .

اين مريستم ها مانند مريستم هاي نوك ريشه عبارتند از :

1_ پرتودرمال : منشأ بخش هاي روپوست

2_ پروواسكولار : منشأ بافت هاي آوندي ( هدايت كننده )

3_ مریستم زمينه اي ( گراند ) : منشأ بافت زمينه اي پوست و گاهي مغز استوانه مركزي

 

تفاوت ساختمان نخستين ساقه و ريشه :

1-  در ساقه سلول هاي آبكش اولين سلولهايي از سيستم آوندي هستند كه متمايزميشوند . اولين سلول هاي آبكش را كه متمايز مي شوند پروتوفلوئم نامند . بلافاصله پس از تمايز اولين سلولهاي آبكش اولين سلول هاي بافت چوبي متمايز مي شوند این سلولها را پروتوگزایلم گویند. در ساقه پروتوفلوئم ها وپروتوگزایلم ها درون دسته هاي مشترك قرار مي گيرند . به عبارت ديگر چوب و آبكش در يك دسته و روي هم قرار مي گيرند . اين حالت با ريشه كه در آن سلول هاي چوب و آبكش در دسته هاي مختلف قرار مي گيرند تفاوت دارند .



درساقه دستجات آوندی روی هم قرار گرفته اند.

2-در ساقه ابتدا پروتوگزايلم ها در مركز متمايز مي شوند و به تدريج متا گزايلم ها به سمت بيرون استوانه متمايز مي شوند . بنابراين در طرح مثلثي آوند ها پروتوگزايلم ها در رأس و متاگزايلم ها در قاعده قرار مي گيرند .

چنين وضعي عكس ريشه مي باشد . بنابراين در ساقه پروتوگزايلم ها به سمت مركز استوانه آوندي و متاگزايلمها به سمت خارج آن قرار دارند .

اختلاف ساقه تك لپه و دو لپه از نظر استوانه مركزي :

 در ساقه دو لپه در استوانه مركزي ، تعداد معدودي از دستجات آوندي روي يك دايره قرار مي گيرند ، مثل شبدر .

در ساقه تك لپه اي تعداد بيشتري از دستجات آوندي روي دواير متعدد متحدالمركز قرار ميگيرند ، مثل    گندم ، جو، ذرت .

ساختمان پسين ساقه : در ساقه بسياري از گياهان مانند برخي از ريشه ها ساختمان پسين در نتيجه فعاليت دو مريستم ثانويه تشكيل مي گردد . يكي از آنها لايه زاينده و اسكولار كامبيوم و ديگري لايه زاينده چوب پنبه مي باشد .

لايه زاينده اسكولار كامبيوم : منشأ اين لايه مريستم پروواسكولار (Provascular) مي باشد .که پس از مدتي فعاليت بصورت يك استوانه سر تاسري در مي آيد . در نتيجه تقسيمات منظم سلول هايي از اين لايه توليد و به طرف درون و بيرون لايه فرستاده مي شوند . سلول هايي كه به درون فرستاده مي شوند به سرعت به سلول هاي چوبي پسين و آنها كه به بيرون فرستاده ميشوند به سلول هاي آبكش پسين متمايز مي شوند . بدين صورت در هر فصل رويش گياه و فعاليت لايه زاينده يك قشر يا اصطلاحاً يك حلقه رشد ، آوندهاي چوبي پسين و يك حلقه رشد آوندهاي آبكش پسين به قطر ساقه افزوده ميشود . از اين رو مي توان سن گياه را از تعداد حلقه هاي رشد ي كه نمانگر فصل هاي رشد مي باشد پيش بيني كرد .

لايه زاينده چوب پنبه : لايه ديگري است كه در ساختمان ثانويه ، منشأ برخي از بافت هاي مقاوم و محافظ در گياهان مي باشد . اين لايه زاينده در خارج از لايه زاينده و اسكولار كامبيوم يعني در ناحيه پوست فعاليت خود را آغاز ميكند . سلول هايي كه به بيرون رانده ميشوند ، به سلول هاي چوب پنبه اي متمايز ميشوند كه در ديواره آنها سوبرين رسوب ميكند و ديواره آنهاچوبي ، سخت و ليگنيني مي شود . سلول هايي كه به سمت درون رانده مي شوند پارانشيمي باقي مي مانند و به سلول هاي پارانشيمي پوست اضافه مي شوند . از اين رو اين لايه را گاهي پوست ثانويه نامند .

پس لايه زاينده چوب پنبه قشري از سلول هاي چوب پنبه اي را در بيرون خود مي سازد ، كه در واقع جانشين روپوست ساختمان نخستين مي شود ، از اين جهت گاهي اين قشر را روپوست ثانويه نيز گويند . اصطلاح ديگر اين قشر ، قشر چوب پنبه اي است . اما قشر دروني كه سلول هاي آن مدتها پارانشيمی  باقي مي ماند ، اصطلاحأ فلودرم ناميده مي شود . در نتيجه اندام بافت پسين مركبي ظاهر مي گردد كه تماماً پريدرم ناميده مي شود .

بنابراين پريدرم شامل سه قشر كاملاً متمايز است :

الف) قشر سلول هاي بنيادي و لايه زاينده چوب پنبه ( فلوژن )

ب) قشر چوب پنبه اي شده و سوبريني شده

ج) قشر پارانشيمي فلودرم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساختمان برگ و انواع آن:

برگ يكي از اندام هاي بسيار مهم در گياهان است برگ به دليل فعاليت در امر فتوسنتز و شناسايي گياهان اهميت بسزايي دارد . برگ ها از اعضاي جانبي ساقه ها هستند و در محل گره ها قرار گرفته اند . معمولاً همراه با جوانه هاي جانبي و انشعابات مي باشند . رشدبرگ محدود و متقارن است .

پهنك برگ در نتيجه فعاليت فتوسنتز و اشغال فضايي بيشتر جهت نور گيري توسعه يافته است .

منشأ برگ :  برگ در ابتدا از مريستم نوك ساقه منشأ مي گيرد و در اطراف مريستم بصورت بر آمدگي ظاهر مي شود . برگ هاي جوان كه اصطلاحاً پريمورديوم ( Primordium ) ناميده مي شوند , ابتدا در فواصل بسيار نزديك ايجاد مي شوند ولي به تدريج كه فاصله آنها از مريستم نوك بيشتر مي شود از هم فاصله مي گيرند تا زماني كه فواصل بين گره ها تثبيت شود .

رشد اصلي برگ در نتيجه فعاليت مريستم هاي ديگري صورت مي گيرد كه برخي در خود برگ برخي ديگر در خارج از برگ مثلاً در دمبرگ يا در ميان گره قرار دارند . 

مورفولوژي برگ :

يك برگ معمولي ممكن است داراي بخش ها و اجزاي زير باشد كه گاهي بخوبي قابل تشخيص مي باشند .

1_ صفحه يا پهنك برگ : پهنك بخش اصلي برگ به شمار مي آيد و در نتيجه تكامل در مسير فعاليت حياتي فتوسنتز جهت نور گيري بيشتر پهن مي شود . ( Lamina )

2_ دمبرگ : پهنك را به ساقه متصل مي كند . دمبرگ گاهي بلند ، گاهي كوتاه و به ابعاد و اشكال مختلف يافت مي شوند . ارتباط سيستم آوندي پهنك از طريق دمبرگ با ساقه بر قرار مي شود . ( Petiole )

برگ گاهي فاقد دمبرگ مي باشد مثل : برگ هاي اكثر تك لپه اي ها ، بخصوص اعضاي خانواده گندميان    ( گندم ، جو ، برنج ،...)

3_ گوشواره ( استيپول = Stipule ) : زائده يا زاويه اي است كه گاه در محل اتصال دمبرگ به ساقه وجود دارد . گوشواره گاهي بزرگ و گاهي كوچك است و گاهي نيز تغيير شكل مي دهد .

4_ رگبرگ مياني ( midrib ) : غالبا ً به صورت برجسته در وسط پهنك قرار دارد و به خصوص از زير برگ بخوبي نمايان است . انشعاب اصلي سيستم آوندي برگ را تشكيل مي دهد . معمولاً بافت هاي محافظ و مقاومي در اطراف آن قرار گرفته است . 

تغييرات در شكل برگ :

برگ ها هميشه با وضع عادي و با اجزا و بخش هاي مختلف خود ظاهر نمي گردند بلكه بسياري از مواقع تغييرات وسيعي در شكل و فرم هر كدام از آنها رخ مي دهد .

1_ پيچ ها : برگها نيز مانند ساقه به پيچ تبديل مي شوند و گياه را به قيم متصل مي كنند.  مانند پيچهاي گياهان تيره كدو.

2_ فلس : برگهايي كه در زير زمين و در روي ساقه هاي زير زميني  قرار دارند ، كلروفيل خود را از دست داده اند ، و فلس ناميده ميشوند . ساقه های زیرزمینی گياهان تك لپه مثل : پياز ، سوسن و نرگس با برگهاي ضخيم و بي رنگ پوشيده شده و جوانه كوچك گياه را كه در داخل آن قرار گرفته است حفظ مي نمايد . در اغلب اين برگ ها مواد غذايي فراواني ذخيره شده است ، فلس هاي غذايي مزبور را گاهي فلس هاي نازك قهوه اي رنگي احاطه كرده است و براي محافظت پياز بكار مي رود .

3_ خار: برگ برخي از گياهان به خار تبديل شده است . مثل زرشك ، كاكتوس .

خارهايي كه از تغييرات ساقه بوجود آمده اند ممكن است حامل برگ وجوانه باشند ولي خارهايي كه از تغييرات برگ بوجود آمده اند هيچوقت برگ و جوانه نخواهند داشت .

 

تقسيمات پهنك : اختلاف شكل ظاهري برگ ها در نتيجه رشد غير منظم و موضعي پهنك آنهاست و از اين جهت به دو دسته تقسيم مي شوند :

                                   الف) برگ درست : فاقد بريدگي مثل : اطلسي ، ياس .

1- برگهای ساده          ب) برگ مضرس : داراي تضريس كوچك يا بزرگ مثل : نعنا ، نارون ،شمشاد .

                                  ج) برگ كنگره اي : داراي بريدگي بيش از ربع عرض پهنك مثل: توت فرنگي، آلاله.

                                  د) برگ سپري : دمبرگ به وسط پهنك اتصال دارد مثل : لادن.


2-برگهای مرکب         الف ) برگ شانه اي مركب : برگچه ها در طرفين دمبرگ اصلي و به موازات هم قرار دارند. مثل گیاهان تیره نخود

                                 ب ) برگ پنجه اي مركب : برگچه ها به انتهاي دمبرگ اصلي متصل مي شوند مثل: شاهدانه

 

  رگبندي برگ ( Venation  ) : سيستم آوندي برگ را رگ بندي گويند . رگبندي بر دو نوع است :

1_ رگبندي برگ دو لپه : كه در آن رگبرگ هاي مياني ، رگبرگ هاي فرعي و انشعابات ظريفتر آنها وجود دارد ، و از لحاظ شكل ظاهري شبيه( شبكه) است .

2_ رگبندي برگ تك لپه :كه در آن رگبرگ ها با يكديگر موازيند.

خصوصيات تشريحي برگ :

بطور كلي ساختمان پهنك در گياهان تشكيل شده است از :

1_ اپيدرم فوقاني : ضخامت آن بيشتر از اپيدرم تحتاني است . تعداد كرك بيشتر و تيره تر بنظر مي رسد .

2_ بافت ميان برگي يا مزوفيل : كه داراي كلروفيل فراوان مي باشد .

3_ سيستم آوندي

4_ اپيدرم تحتاني : تعداد روزنه ها در آن بيشتر از اپيدرم فوقاني است . روشن تر به نظر ميرسد .

ساختار آناتوميكي برگ يك گياه تك لپه :
برگ گياهان تك لپه بدون دمبرگ يا sessiliform ميباشد و معمولاً به صورت متناوب روي ساقه قرار گرفته اند و نيام آنها ساقه را درآغوش مي گيرد . پهنك برگ معمولا ً داراي رگبرگهاي موازي است . در قسمت قاعده برگ معمولاً اندامي تحت عنوان زبانك يا Ligul مشاهده مي شود .

يك زائده تغيير شكل يافته معادل با استيپول در دو لپه اي تحت عنوان گوشك يا auricule  ديده مي شود .

پهنك برگ داراي اپيدرم فوقاني و تحتاني است و از يك سري سلول خشن و سخت تشكيل شده است . همچنين داراي اندام هاي زير مي باشد : روزنه ، كرك ، سلول هاي حبابي ، سلول های حاوي سيليس ، سلولهاي چوب پنبه اي .

مزوفيل برگ داراي بافت پارانشيمي كلروفيلي ساده مي باشد .

دستجات چوب آبكش در تك لپه اي ها ( رگبرگ ها ) به صورت موازي در برگ مشاهده مي شوند طرز  قرار گرفتن آوند ها به اين ترتيب است كه آوند هاي چوبي شبيه V قرار گرفته اند و آوند هاي آبكش در دهانه  Vديده ميشوند .

ساختار آناتوميكي برگ يك گياه دو لپه :
در برگ گياه دو لپه ساختار آناتوميكي خاصي را ميتوان مورد بررسي قرار داد .

* ساختمان دمبرگ تشكيل شده از يك اپيدرم كه از يك سري سلول با ديواره نازك تشكيل شده است و داراي ضمائم اپيدرمي از قبيل كرك و روزنه است . زير اپيدرم بافت پارانشيم پوست با فضاي بين سلولي زياد قابل مشاهده است . در بين اين بافت ممكن است بافت ترشحي ديده شود . مثل دمبرگ پرتقال . بعد دستجات چوب آبكش مشاهده مي شوند كه از ناحيه گره ساقه وارد دمبرگ مي شوند . آوند هاي چوبي در بالا و آوندهاي آبكش در زير آنها قرار گرفته اند .

* ساختمان نيام  تقريباً شبيه دمبرگ مي باشد با اين تفاوت كه مقداري برجسته است و وسعت پيدا كرده است . بافت نگهدارنده در اين نواحي زياد است زيرا وظيفه استوار نگهداشتن برگ روي ساقه را بر عهده دارد .  

* استيپول ( گوشواره ) تنوع ساختاري دارد :

1-  گاهي بقدري بزرگ شده كه كار برگ را انجام مي دهد . مثل استيپول نخود فرنگي.

2-  گاهي بصورت خار در مي آيند.در اين صورت دو زائده سخت واسكلرانشيمي در قاعده دمبرگ مشاهده مي شود . مثل اقاقيا.

3- گاهي مثل پوست سيرغشايي مي شوند.اين حالت درخانواده علف هفت بندديده ميشود،كه اكرآ           (Ocrea)  نام دارد.

4- گاهي به پيچ تبديل مي شوند.

*ساختمان پهنك تشكيل شده از يك اپيدرم فوقاني كه داراي كوتيكول در اپيدرم فوقاني بيشتر از اپيدرم تحتاني است همچنين تعداد روزنه ها در اپيدرم فوقاني كمتر از اپيدرم تحتاني است . اپيدرم فوقاني چون كرك هاي بيشتري دارد معمولاً تيره تر از اپيدرم تحتاني به نظر مي رسد .

*مزوفيل (Mezophyll ) يا بافت مزانشيم در دو لپه اي ها از پارانشيم نرده اي و پارانشيم حفره اي تشكيل شده است . كه برگ ها معمولاً به دو حالت ديده مي شوند :متقارن و نا متقارن

بافت آوندي در مزوفيل برگ شامل يك دسته آوند چوبي در قسمت فوقاني و يك دسته آوند آبكش در قسمت تحتاني برگ مي باشد . اطراف دستجات آوندي را بافت نگهدارنده از نوع اسكلرانشيم احاطه مي كند كه وظيفه استوار نگه داشتن برگ را روي ساقه بر عهده دارند .

 

ساختار آناتوميكي برگ در بازدانگان :
سطح برگ در بازدانگان فوق العاده تحليل رفته و برگ هايشان سوزني شكل است . مزوفيل برگ ازنوع اسفنجي(حفره اي ) مي باشد و روزنه ها از نوع عمقي مي باشند . كانال ترشحي بخصوص در كاج ها مشاهده مي شود .

ساختاربرگ گياهان آبزي :
اگر برگها غوطه ور باشند به شكل نواري مشاهده مي شوند كه در اين صورت روزنه ندارند و دستجات آوندي در آنها كم است . بافت مزوفيل برگ بيشتر از نوع پارانشيم حفره اي ( اسفنجي ) است .

 

تقسيم بندي برگ بر حسب زيستگاه :

1- برگ گياهان مناطق خشك : معمولاً داراي كوتيكول فوق العاده ضخيم هستند . روزنه ها معمولاً درون كريپت قرار گرفته است و ميزان كرك در آنها فوق العاده زياد است . مثل درخت گز .

2_ برگ گياهان آبزي : اگر برگ غوطه ور باشد معمولاً به شكل نوار است كه معمولاً بدون روزنه هستند . دستجات آوندهاي چوبي در آنها كم است و بافت پارانشيم بيشتر حفره اي است . مثل : نيلوفر آبي .

3_ برگ گياهان مناطق معتدل

 

ساختمان قسمت هاي مختلف گل و انواع گل آذين :

  بطور كلي هر گياه داراي دو اندام مي باشد :

1_ اندام هاي رويشي : ريشه ، ساقه ، برگ ، جوانه

2_ اندام هاي زايشي: گل ، ميوه ، بذر

 

 گياهان را از نظر داشتن يا نداشتن گل به دو دسته تقسيم مي كنند :

1_ گياهان گلدار  كه گياهاني پيشرفته مي باشند . مثل نهاندانگان ( Angiosperma)

2-گياهان بدون گل كه گياهاني پست مي باشند . مثل خزه ها ، پنجه گرگيان ، دم اسبيان ، سرخس ها ، و بازدانگان (Gymnosperma ) .

 

گل اندام زايشي در گياهان گلدار است . گاه به دستگاه هاي توليد مثل جنسي بازدانگان و حتي گياهان ديگر نيز گل اطلاق مي شود ولي آنها گل حقيقي نيستند بلكه مخروط و يا دستگاه هاي زايشي كاملاً متفاوتي مي باشند . گل حامل اندام هاي توليد مثل جنسي و اندام هاي پوششي و محافظتي مثل كاسبرگ و گلبرگ است .

                                                                                   میله

                            1_ اندام هاي توليد مثلي    1 _ پرچم            بساک

                                                                             

             اجزا گل                                        2_ مادگي          كلاله  

                                                                                    خامه

                                                                                     تخمدان

                            2_ اندام هاي پوششي          كاسبرگ  

                                                               گلبرگ

 

گل توسط پايه اي به نام دمگل به ساقه گلزا متصل مي شود . در محل اتصال گل به ساقه ممكن است زائده اي به نام برگه حضور داشته باشد . گلها ممكن است به صورت انفرادي ظاهر شود و يا به صورت اجتماع يا گل آذين ظاهر مي گردند . گل ها معمولاً كوچك هستند و به صورت گلچه ظاهر مي شوند ، گلچه ها ممكن است ازطريق دمگلهاي فرعي به دمگل اصلي متصل شوند و در اين صورت حامل برگچه مي باشند .

 

 

 

 

 

انواع گل آذين : آرايش گلها بر روي ساقه گل زا ، گل آذين نام دارد . گل آذين به صورتهاي مختلفي   وجود دارد كه در امر شناسايي گلها بسيار مؤثر است . انواع گل آذين عبارتند از :

 

1_گل آذين خوشه ساده : داراي يك محور اصلي و محور هاي فرعي است كه هر كدام

 به يك گل منتهي   مي شود . فواصل دمگل ها ثابت و از پايين به بالا كوتاه تر مي شوند .

 

 

   

 

2_ گل آذين خوشه اي مركب : از يك محور اصلي تشكيل شده است    

 كه محور هاي فرعي آن را گل آذين خوشه ساده تشكيل مي دهد . بتدريج

 كه به نوك محور اصلي نزديك مي شويم از طول محورهاي فرعي كاسته خواهد شد .

 

3- گل آذين سنبله : شبيه گل آذين خوشه ساده است با اين تفاوت كه گلها بدون دمگل يا با دمگل هاي كوتاهتر به محور اصلي گل آذين متصل مي باشند.

 

4_ گل آذين ديهيم : شبيه گل آذين خوشه ساده است با اين تفاوت كه دمگل ها طول متفاوتي دارند ولي همه آنها در يك سطح باز مي شوند .

 

5 -گل آذين اسپاديس يا چمچه اي : شبيه سنبله است با اين تفاوت كه محور گل آذين قطور و گوشتي است و گلچه هاي زيادي بصورت فشرده و بدون پايه به آن متصلند . گاهي اين گل آذين توسط برگه بزرگي به نام اسپاته پوشيده مي شود .

       

6_ گل آذين كلاپرك : از تجمع گلچه هاي نسبتاً متعددي بدون دمگل بر روي نهنج نسبتاً بزرگ وصفحه اي تشكيل گرديده است . گلچه هاي حاشيه اي رنگي و نازا مي باشند اما گلچه هاي روي صفحه نهنج بارور و منظم مي باشند .

 

 

7_ گل آذين چتر : گلچه هاي نسبتاً زيادي با دمگل هاي فرعي خود همه تقريباً از يك نقطه انتهايي دمگل اصلي بالا آمده اند ، بطوريكه همه گلچه ها در يك سطح قرار گرفته اند . معمولاً برگه هايي به صورت فراهم در محل اتصال دمگل هاي فرعي به دمگل اصلي ، گريبانه را ايجاد مي كنند . گاهي گل آذين چتر به صورت مركب ظاهر مي شود .

 

8- گل آذين گرزن : محور اصلي به يك گل ختم مي شود و انشعابات اين محور نيز به يك گل ختم مي شود . اين گل آذين دو نوع است : گرزن يك سويه و گرزن دوسويه .

 

9-گل آذين دم گربه اي((Cat kin : اين گل آذين داراي محوري نازك و ضعيف است كه بيشتر به صورت آويز ديده ميشود. اين گل آذين رشد نامحدود دارد ومحتوي گل تك جنس و بدون دمگل است وپس از گرده افشاني ويا در زماني كه گلها رسيدندريزش ميكند.

   

  

اندام هاي پوششي : اعضاي پوششي از بيرون به درون عبارتند از : كاسبرگ ها و گلبرگها .

1-كاسبرگ(SEPAL) : خارجي ترين عضو پوششي گل مي باشند كه معمولاً به برگ معمولي شبيه اند . كاسبرگ ها گاه متصل شده و كاسه گل را بوجود مي آورند . گاه شبيه گلبرگها و همرنگ آنها هستند اين نوع كاسبرگها را پتالوئيد گويند. مثل گل لاله كه كاسبرگ ها و گلبرگ ها يك رنگ هستند. گاه تقليل يافته و كوچك مي شوند .

2- گلبرگ (petal): معمولاً اجزاء رنگي بوده درون كاسبرگها قرار گرفته اند و به رنگهاي مختلف در گياهان متفاوت ديده مي شوند در جذب حشرات و پرندگان و نتيجتاً در گرده افشاني نقش دارند . گلبرگ ها به جاي كلروپلاست داراي كروموپلاست هستند. گاهي گلبرگها گاه به هم متصل شده و جام گل را بوجود مي آورند .

 

اندامهاي توليد مثل : شامل پرچم ها ومادگي هستند .

1_ پرچمها(stomen) : اعضاي تناسلي نر هستند به مجموعه پرچمهاي در يك گل نافه گل گويند. و از دو بخش تشكيل شده :

الف ) ميله : از يك طرف به گل ونهنج وصل است و از طرف ديگر به بساك و آن را بر افراشته نگه مي دارد .

ب) بساك : بخش زاياي پرچم است و حامل كيسه هاي گرده است كه دانه هاي گرده را توليد مي كند .

2_ مادگي(Pistil): عضو تناسلي ماده است و از سه قسمت تشكيل شده است :

الف ) كلاله(Stigma): سطح آن حامل ماده اي چسبنده و قندي است و باعث جذب ورويش دانه گرده مي شود .

ب) خامه(Style) : بخش مياني و نازاي مادگي است و درون آن تخمكها قرار گرفته اند . درون تخمدان پس از تلقيح تخمك توسط دانه گرده ، دانه تشكيل ميگردد. واحد ساختماني تخمدان ، برچه است ، مادگي ممكن است از يك يا چند برچه تشكيل شده باشد و لوله هاي دانه گرده خود را از طريق آن به تخمدان مي رسانند .

ج ) تخمدان (Ovary): بخش زاياي مادگي است و درون آن تخمك ها قرار گرفته اند . درون تخمدان پس از تلقيح تخمك توسط دانه گرده تشكيل مي گردد . واحد ساختماني تخمدان برچه است ، مادگي ممكن است از يك يا چند برچه تشكيل شده باشد .

مورفولوژي و ساختمان ميوه:

پس از لقاح و به موازات تشكيل دانه ، ميوه نيز در نتيجه تغييراتي كه خارج از دانه و بخصوص در ديواره تخمدان رخ مي دهد، ايجاد مي شود.

اغلب ميوه هادرنتيجه باروري گل تشكيل مي شوند اما بعضي از ميوه ها بدون لقاح توسعه مي يابند اين ميوه ها به عنوان ميوه هاي بي دانه هستندوفرآيندي كه منجر به تشكيل چنين ميوه هايي ميشود پارتنوژنز نام دارد.

ميوه هاي بي دانه ممكن است بوسيله هورمون ها كه بطور مصنوعي روي گياه محلولپاشي مي شود، توليدشود. اكسين هايي مثل نفتالين استيك اسيد و ايندول بوتيريك اسيد باعث پارتنوژنز و جلوگيري از رشد دانه مي شوند. موزها، انگورها از ميوه هاي مهم بي دانه هستند كه بطور طبيعي و مصنوعي بي دانه شده اند.

ميوه حقيقي از رشد تخمدان بوجود مي آيد درحالي كه ميوه هاي كاذب از رشد ساير بخشهاي گل بويژه نهنج تشكيل شده اند.

سلولهاي تخمدان جوان غالباً حاوي كلروپلاست است ولي درميوه هاي رسيده از بين رفته و بجاي آن كروموپلاست وآنتوسيانين به رنگهاي مختلف ظاهر مي گردد .

ميوه از پريكارپ و دانه تشكيل شده است .پريكارپ شامل سه قسمت است :

                                            1-  برون بر   (Exocarpe) : اپيدرم خارجي

                                            2-  ميان بر   (mesocarpe ) : پارانشيم بين آن دو

                                            3- درون بر ( Endocarpe ) :اپيدرم داخلي

انواع مختلف ميوه : ميوه ها به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-  ميوه ساده : از يك تخمدان تشكيل شده است وجداره هاي تخمدان رشد كرده وگوشتي شده است.

2-  ميوه مركب : داراي تخمداني بزرگ هستند كه مربوط به چند گل مي باشد. مثل توت سفيد و آناناس كه از خوشه اي از گل هاي به هم فشرده (گل آذين) تشكيل مي شود.

3- ميوه مجتمع : متشكل از ميوه هايي ساده اند كه روي محور مشترك و محدود مثل نهنج در كنار هم قرار مي گيرند. مثل توت فرنگي. در اين ميوه ها ميوه روي نهنجي آبدار وخوراكي قرار دارند ودر اين صورت ميوه اي كاذب را تشكيل مي دهد. ميوه هاي مجتمع از گلي كه داراي چندين مادگي ساده است بوجود مي آيند.

 ميوه ها را نسبت به اختلافي كه در ساختمان پريكارپ آنها ديده مي شود به دو نوع تقسيم مي كنند:

** ميوه هاي آبدار ( گوشتي ) : جدار تخمدان در طي رشد و نمو خود ضخيم مي شود و مزوكارپ پس از رسيدن ميوه نرم و گوشتي مي شود . مانند : گوجه ، گيلاس ، انگور .

** ميوه هاي خشك : جدار تخمدان و مزوكارپ آن نازك مانده و پس از رسيدن خشك مي شود . مثل : آفتابگردان ، خشخاش .

                                                  1- سامار(بالدار)  Samar: مثل نارون ، زبان گنجشك ، افرا

                               1- ناشكوفا     2-گندمه(كاريوپس) Caryops : مثل گندم ، جو، برنج

                                                  3- آكن (فندقه) Akene : مثل آفتابگردان،هويج و خانواده چتريان


 

      ميوه هاي خشك                       1  - گرز يا برگه (فوليكول) Follicole : مثل زبان در قفا ،                                                                                                         خرزهره ، ماگنوليا

                                 2- شكوفا       2- نيام (غلاف) Legom : مثل باقلا، لوبيا

                                                3- خورجين(Silik ) : مثل تربچه، شاهي،كيسه كشيش وگياهان تيره كلم

                                                4- كپسول : مثل خشخاش ، كتان ، پنيرك ، خرفه

 

ميوه هاي آبدار                  1- سته: مثل انگور ، گوجه فرنگي ، خرما ، كدو، خيار

                               2- شفت : مثل هلو، پسته، بادام، گيلاس، آلبالو، زيتون

 

ميوه هاي آبدار:

1- سته(Berry ): اگزوكارپ غشايي ونازك، مزوكارپ گوشتي و اندوكارپ نامشخص دارند. مثل انگور وخرما.

Pepo* : اگزوكارپ نسبتاًضخيم به رنگ سبز- زرد و مزوكارپ گوشتي است. بذرها با آرايش محوري در تخمدان چندبرچه اي به هم پيوسته اي قرار دارند. مثل خيار، كدو.

*بلاستويا درميوه انار :  تخمدان چند برچه اي با تعداد زيادي بذر ميباشد. اگزوكارپ چرمي و ضخيم شده وقرمز رنگ ميباشد. مزوكارپ ضخيم وبه اگزوكارپ چسبيده است. اندوكارپ نازك و كاغذي كه بذرها را ميپوشاند. بخش خوراكي در انار پوشش بذر ميباشد در واقع پوسته بذر در انار آبكي شده ومعمولاً تمام بذر مصرف ميشود.

*هيسپريديوم در پرتقال : پرتقال داراي تخمدان چندبرچه اي با تعداد تخمك زياد است كه روي يك محور قرار ميگيرند. اگزوكارپ چرمي و نازك، مزوكارپ سفيد و اسفنجي، اندوكارپ نازك و كاغذي است. بخش خوراكي ميوه را رشته هاي آبدار درون اندوكارپ تشكيل ميدهد.

2- شفت :  اگزوكارپ غشايي ونازك،  مزوكارپ ضخيم و گوشتي و آندوكارپ سخت و چوبي است پس هسته ميوه از مجموعه دانه و آندوكارپ تشكيل شده است . مثل آلو،زردآلو، هلو، آلبالو،گیلاس .

*پوم(Pom) : نوعي ميوه شفت است كه در آن نهنج گوشتي و آبدار، واندوكارپ غضروفي  شده است. مانند سيب، گلابي، ازگيل، به. اين نوع ميوه ها راكه از رشد قسمتهاي ديگري از گياه، بجز تخمدان بوجود آمده اند ميوه كاذب ميگويند.

*تمشك : از شفت هاي متعدد تشكيل شده است.

ميوه هاي خشك ناشكوفا :

1- سامار (بالدار) : گاهي اپيدرم برچه هاي يك تخمدان متسع شده و ميوه سامار را مي سازد .

 

2- گندمه(كاريوپس) : دانه كاملاً به جدار پريكارپ چسبيده است و بيشتر در غلات ديده مي شود.

                                                 

3- آكن(فندقه): دانه آزاد مي باشد و به جدار پريكارپ اتصال ندارد. مثل: فندق، بلوط، پسته.             

 انواع ميوه هاي فندقه عبارتنداز: 

 فندقه كركدار(پاپوس) : فندقه ها گاهي دراز و كشيده شده ودرانتها كركهاي درازي شبيه به كاكل دارند. مثل خانواده       كاسني.

 دوفندقه(دي آكن) : ميوه رسيده به صورت دوفندقه به هم چسبيده است. مثل خانواده جعفري.

 چهارفندقه(تتراآكن) :  ميوه رسيده به صورت چهارفندقه به هم چسبيده است. مثل خانواده نعناء و گاوزبان.

 چندفندقه (پلي آكن) : ميوه حاصل از تخمدان چندين برچه اي است وهربرچه به يك فندقه تبديل ميشود. مثل خانواده : پنيرك.

Hip  : فندقه ها درون نهنج گوشتي و فنجاني شكلي قرار ميگيرند. مانند گل سرخ.

 توت : از اجتماع فندقه ها بوجود آمده وهرفندقه را كاسبرگ گوشتي احاطه كرده است.

 توت فرنگي : بخش خوراكي يا آبدار ميوه همان نهنج مخروطي شكل و متورم گل است كه در سطح خود حامل فندقه هاي متعدد است، كه به صورت دانه هاي سياه رنگ روي ميوه قرار دارد. 

                                            ميوه هاي خشك شكوفا :

1- برگه (فوليكول) : از يك برچه تشكيل شده و بايك شكاف طولي باز مي شود . 

 

2- نيام (Legom ) : از يك برچه تشكيل شده و با دوشكاف طولي باز مي شود.

 

3- خورجين(Silik) : از دو برچه تشكيل شده و با چهار شكاف طولي باز مي شود.

     

                  كيسه كشيش                                   خردل

4- كپسول : از چند برچه تشكيل شده و به صورت هاي مختلف شكوفا مي گردد.

   شكوفايي برخي كپسول ها بواسطه سوراخ هايي در زير كلاله صورت مي گيرد مثل خشخاش و شقايق.

شكوفایی برخي كپسول های دیگر بواسطه شكافهاي عرضي صورت مي گيرد و قسمت فوقاني تخمدان به شكل سراز روي قسمت ديگر برداشته مي شود . مثل : بارهنگ وگل ناز .

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 23:47 توسط ماندانا نوین |


آخرين مطالب
» ارائه خدمات آموزشی و مشاوره و نوشتن طرح های توجیه اقتصادی
»
» خلاصه درس جلسه آخر آفات و بیماریهای گل وگیاه زینتی
» جزوه درسی گیاهشناسی2 - رده بندی گیاهی - تک لپه ای ها
» پایان نامه
» جزوه درسی گیاهشناسی (مرفولوژی ریشه ساقه برگ گل میوه) ماندانا نوین
» جزوه درسی گیاهشناسی (مرفولوژی)بافتهای گیاهی- ماندانا نوین
» جزوه درسی گیاهشناسی (مرفولوژی سلول گیاهی) - تالیف : ماندانا نوین
» شهادت دکترشریعتی
» جزوه درسی بیماریهای دانه های روغنی

Design By : Pichak