جزوه درسی آفات دانه های روغنی - تالیف : ماندانا نوین
(راسته بالپولكداران Lepidoptera)
پروانگان به علت داشتن بالهاي زيبا و رنگارنگ و نشستن روي گلها نظر اكثر مردم را به خود جلب مي كنند. اين حشرات روي دو جفت بال خود پولكهايي دارند كه رنگ آنها براي هر گونه متفاوت است و همين پولكهاي رنگي به سادگي از بالها جدا مي شوند. اشكال بخصوص نقش و نگارهاي روي بال و بدن پروانه ها به شناسايي آنها كمك مي كند. قطعات دهاني پروانه هاي بالغ تغيير شكل فراواني پيدا كرده و معمولاً به شكل فنرساعت پيچ خورده، در زير سر قرار دارد. در وسط لوله پيچ خورده زير سر پروانه مجرايي براي تغذيه آنها از شهد گلها قرار دارد.
پروانگان چشم هاي مركب درشتي دارند ولي گاهي فاقد چشم ساده هستند و يا فقط دو چشم ساده دارند. شاخك آنها به اشكال بسيار متفاوت سنجاقی ، پروش و يا نخ مانند است.
بالپولكداران را به دو زير راسته شب پره ها يا بالپولكداران كوچك microlepidopetra وروزپرکها يا بالپولكداران بزرگ macrolepidopetra تقسم كرده اند :
روزپركها (پروانه ها) ، بالهاي بزرگ و رنگي دارند ، روزها از شهد گلها تغذيه مي كنند و هنگام استراحت بر روي گلها بالهايشان را به طور عمود بر پشت بدن قرار مي دهند. بدن روزپرك ها باريك و سنجاق مانند است.
شب پره ها ، بدن چاق يا دوكي شكل دارند و شب ها به دور شمع و چراغ به گردش در مي آيند شب پره ها هنگام استراحت بال را به طور شيرواني روي بدن قرار مي دهند و يا به اطراف بدن مي گسترانند.
پروانه هاي بالغ معمولاً خسارتي وارد نمي كنند و گاهي مفيد هم هستند زيرا در اثر پرواز آنها روي گلها و تغذيه از شهد آنها به عمل گرده افشاني و ميوه دار شدن درختان كمك مي كنند. ولي نوزاد يا لارو آنها از برگ گياهان تغذيه مي كنند يا بين دو لايه رويي و زيري برگ در حين تغذيه تونلهايي به شكل مختلف مي سازند. برخي از لاروها وارد سيب ، به ، انار و ساير ميوه ها و حتي ميوه هاي خشك انباري شده و در اصطلاح آنها را كرمو مي كنند. گاهي لارو پروانه ها وارد ساقه هاي گياهان شده و موجب خشك شدن درختان مي گردند.
لارو بالپولكداران را مي توان به علت داشتن حلقه هاي مشخص ، سه جفت پاي روي مفاصل سينه و پاهاي دروغي روي شكم از ساير لاروها متمايز كرد. پاهاي دروغي زير شكم لارو پروانه ها حلقه مانند است كه داخل آنها قلابهايي براي چسبيدن به سطوح دارد. معمولاً تعداد پاهاي دروغي زير شكم لارو بالپولكداران پنج جفت است كه چهار جفت آن در بندهاي سوم تا ششم شكم و يك جفت در بند دهم قرار دارد.
دهان لاروهاي پروانگان داراي قطعات دهاني جونده است كه براي جويدن و خوردن بكار مي رود و شاخكهاي بسيار كوتاهي دارند كه به سختي ديده مي شود. لارو پروانگان به جاي چشم مركب چند عدسي چشم ساده در دو طرف سر دارند. تعداد زيادي از لاروهاي پروانگان با كمك غده هاي ابريشم ساز مي توانند در هنگام شفيره شدن براي خود پيله بسازند. لارو بالپولكداران خانواده sphingidae در روي بند آخر شكم زائده مهميز مانندي دارند. لاروها پس از خروج از تخم تا هنگام شفيره شدن به منظور يافتن غذا فعال بوده و زياد راه مي روند. لاروهاي رشد كرده ديگر تغذيه نمي كنند و به جستجوي محل مناسبي براي شفيره شدن مي گردند ، به عبارت ديگر پس از چند بار پوست اندازي رشد لاروها كامل شده و براي شفيره شدن آماده مي گردند. محل شفيره شدن لاروها به رفتار و گونه آنها بستگي دارد. بسياري از لاروها در خاك بدون تنيدن پيله به شفيره تبديل مي شوند.
لاروهاي خاكزي براي شفيره شدن خاك هاي مرطوب و شني را كه زهكش خوبي داشته باشد انتخاب مي كنند.
لاروهاي چوبزي خود را به زير پوسته درختان رسانده و در آنجا به شفيره مبدل مي شوند. از آنجاييكه شفيره قادر به دفاع از خود نيست لاروها هنگام تبديل شدن به اين حالت خود را در محل هاي امني كه به سهولت در دسترس نباشند مخفي مي كنند. بسياري از لاروها در داخل خاكه برگها يا مدفوع خود به شكلي كه همرنگ محيط زندگيشان باشد شفيره مي شوند.
غدد مولد تار لاروها در هنگام شفيره شدن كمك زيادي به تهيه پيله مي نمايند. غدد مولد تار لوله اي مانند هستند كه طول آنها در داخل بدن گاهي چندين برابر طول خود لارو است. تارها شبيه به بزاق هستند كه از سوراخ كوچكي از دهان لارو خارج مي شوند. لارو با حركات دائمي سر خود ، رشته تار را در محلي كه براي شفيره شدن انتخاب كرده به شكل اتاقك پيله در مي آورد. در داخل پيله تدريجاً از طول و حركت لارو كاسته شده و آن را به شكل غير فعال شفيره در مي آورد. طول هر كرم ابريشم بيش از 500 متر است. لارو هنگام تنيدن پيله معمولاً يك طرف آن را نازكتر مي سازند تا پس از تبديل شدن به حشره بالغ خروجشان از پيله راحت باشد.
بسياري از شب پره ها براي شفيره شدن پيله درست مي كنند.
غالباً به روز پركها براي شفيره شدن پيله محكمي نمي سازند و فقط شفيره هاي خود را روي گياه با كمربند ابريشمي و ياروي پايه اي مي چسبانند.
غالباً پروانه ها زمستان را به صورت شفيره باقي مي مانند. شفيره در اويل بهار به پروانه مبدل شده از پوسته شفيرگي خارج مي شود. درصورتيكه شفيره داخل پيله باشد پروانه آن با آب دهان خود پيله را سوراخ كرده از پيله خارج مي گردد.
« شرح برخي از خانواده هاي مهم كه آفت گياهان روغني اند »
1- خانواده pieridae : اين خانواده جزء پروانه هاي روز پرك طبقه بندي مي شوند. پاهاي جلويي آنها رشد زيادي كرده و ناخنهاي دو شاخه اي دارد. رنگ عمومي پروانه ها سفيد يا زرد يا نارنجي است كه لكه هاي تيره مشخصي روي بال دارند. لاروها از برگ كلم ، يونجه و شبدر تغذيه مي كنند و بدن آنها موهاي بسيار ريزي دارد. دو گونه از اين خانواده آفت دانه هاي روغني مي باشند آن دو گونه عبارتند از : سفيده كوچك كلم و سفيده بزرگ كلم.
سفيده بزرگ كلم pieris brassica
( lep, pieridae )
اين حشره علاوه بر كلم از كلم گل ، شلغم ، كلزا ، ترب ، تربچه و كلم قمري تغذيه مي كنند و فقط رگبرگ را باقي مي گذارد.
شكل شناسي : طول بدن پروانه سفيده بزرگ كلم 20 ميليمتر و عرض آن با بالهاي باز 60 ميليمتر مي باشد. رنگ بدن آن خاكستري و بالها سفيد رنگند. در حشره ماده دو گوشه جلويي بالها به رنگ سياه است. روي هر يك از بالهاي جلويي دو خال يا لكه سياه رنگ نسبتاً گرد قرار دارد در امتداد آنها روي لبه هر يك از بالهاي عقبي نيز يكي از همين لكه ها وجود دارد. حشره نر داراي چنين لكه هايي نمي باشد.




تخم اين پروانه مانند ميوه كاج مخروطي شكل ، بلند ، باريك و زرد رنگ است. لارو حشره در حالت كامل 40 – 30 ميليمتر طول دارد رنگ آن سبز متمايل به خاكستري است. سه نوار طولي زرد رنگ در امتداد بدن يكي در وسط و دو تا در قسمت جانبي قرار دارد. بدن لارو داراي نقاط سياه رنگ است. و تمام سطح بدن لارو از موهاي نرمي پوشيده شده است. شفيره بدون پيله است.
طرز خسارت : لارو اين پروانه بر اثر حمله به برگها ممكن است گياه را به كلي بي برگ نمايد و بدينوسيله رشد گياه را به تعويق انداخته و آنرا ضعيف كند. اگر حمله آفت هنگامي كه بوته ها تا حدودي كامل شده اند صورت گيرد فقط قسمتهايي از برگ خسارت مي بيند كه در اين صورت نيز محصول ارزش بازار پسندي خود را از دست مي دهد.
زيست شناسي : سفيده بزرگ كلم زمستان را به صورت شفيره مي گذراند و اوايل بهار پروانه ها ظاهر مي گردند و در ساعات آفتابي پرواز كرده و روزهاي باراني و ابري خود را در زير برگها مخفي مي كنند. در درجه حرارت بالاي 140 درجه پروانه هاي نر و ماده جفت گيري كرده و حشره ماده تخم هاي خود را به صورت دسته اي و در هر دسته 100 – 50 عدد پهلوي يكديگر روي برگ قرار مي دهد. پروانه ماده به زودي پس از تخم ريزي ميميرد. لارو پس از 10 – 7 روز بيرون آمده و شروع به تنيدن مي كنند ، بر اثر تغذيه مفرط فقط رگبرگهاي لخت برگ باقي مي مانند. موقعي كه لارو كامل گرديد و براي شفيره شدن آماده شد خود را به اشياء مجاور اعم از چوب و غيره محكم كرده و بوسيله چند تار ابريشم با اشياء مزبور وصل مي گردد و سپس تبديل به شفيره مي شود. مناسبترين درجه حرارت براي زندگي اين حشره 22 – 15 درجه سانتيگراد و رطوبت نسبي كمتر از 60% است. اين حشره در بالاتر و پايين تر از اين درجه قادر به تخمگذاري و ادامه رشد نمي باشد. اين حشره در سال 4 – 2 نسل دارد.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : تناوب زراعي ، جمع آوري برگهاي آلوده به تخم و از بين بردن آنها و همچنين از بين بردن علفهاي هرز خانواده چليپائيان
ب) مبارزه بيولوژيك : يكي از مهمترين پارازيتهاي لارو سفيده كلم زنبور آپانتلس مي باشد كه تا 80% لاروها را از بين مي برد.
ج) مبارزه شيميايي : همزمان با خارج شدن لاروها از تخم مي توان از سم مالايتون 2/1 ميلي ليتر يا لاروين DF80 به ميزان يك كيلوگرم در هكتار استفاده كرد.
سفيده كوچك كلم pieris rape
( pieridae, lep )
اين آفت پس از كلم بيشتر روي تربچه خسارت مي زند و ترب ، شلغم ، كلزا و بعضي ديگر از گياهان خانواده چليپائيان نيز ممكن است مورد حمله اين آفت قرار بگيرند.
شكل شناسي : پروانه سفيده كوچك كلم شباهت زيادي به سفيده بزرگ دارد. طول حشره كامل 15 – 10 ميليمتر و عرض آن با بالهاي باز 50 ميليمتر و به طور كلي كوچكتر از سفيده بزرگ است. لكه هاي گوشه بال نيز كوچكترند. روي بالهاي جلويي حشره ماده دو خال و در حشرات نر يك خال سياه رنگ ديده مي شود.


طرز خسارت : شبيه سفيده بزرگ است.
زيست شناسي : شبيه سفيده بزرگ است با اين تفاوت كه حشره ماده تخم هاي خود را به طور انفرادي مي گذارد. تعداد نسل اين آفت در شرايط كرج 5 نسل در سال تعيين شده است اما در مناطق گرمسير كمتر از 5 نسل دارد.
روشهای مبارزه :
الف) مبارزه بيولوژيك : سفيده كوچك داراي پارازيت هاي متعدد مي باشد زنبور تريكوگراما 77% تخم ها و زنبور آپانتلس 90% لاروها را از بين مي برد.
ب) مبارزه ميكروبي : اخيراً از مبارزه ميكروبي عليه اين آفت استفاده مي شود بدين منظور از نوعي ويروس كه باعث ايجاد بيماي در لاروها مي شود استفاده مي كنند. باكتري هايي از جنس باسيلوس نيز وجود دارند كه لاروهاي سفيده كوچك را بيمار مي نمايند.
ج) مبارزه شيميايي : در صورت نياز بايد از سمومي استفاده كرد تا اثرات سوء كمتري روي دشمنان طبيعي بگذارد.
ديازينون 2 ليتر در هكتار – دورسبان 2 – 3 ليتر در هكتار – مالايتون 2 ليتر در هكتار – اكامت 5/1 – 1 ليتر در هكتار – آمبوش 750 سي سي در هكتار – دسيس 5/0 ليتر در هكتار .
2- خانواده plutellidae : پروانه هاي كوچكي با خرطوم رشد كرده و داراي بالهاي باريكند. بالها در هنگام استراحت مانند شيرواني در پشت بدن قرار مي گيرند و شاخكها را به طرف جلو نگه مي دارند. گونه متداول اين خانواده كه از خانواده چليپائيان تغذيه مي كنند بيد كلم مي باشد.
بيد كلم plutella maculipenis
lep,plutellidae )
اين پروانه به برگ عده زيادي از گياهان خانواده چليپائيان بالاخص انواع كلم ، شلغم ، كلزا ، خردل و كروسيفرهاي وحشي حمله نموده و باعث خسارت مي شود.
شكل شناسي : طول بدن حشره كامل 6 ميليمتر و عرض آن با بالهاي باز 17 – 11 ميليمتر است. رنگ بدن خاكستري رنگ و رنگ بالهاي جلويي قهوه اي متمايل به زرد همراه با نقطه ها يا لكه هاي سياه رنگ است. بالهاي جلويي باريك و كشيده اند. لبه خارجي بال مجهز به ريشك است. در حاشيه عقبي بالهاي جلويي نوار سفيد رنگ و موجداري وجود دارد كه در موقع جمع شدن بالها و هنگامي كه دو لبه سفيد كنار هم قرار مي گيرند نقش خاصي پيدا مي كند براي همين به آن شب پره پشت الماسي نيز مي گويند. بالهاي عقب خاكستري تيره و مجهز به ريشه هاي بلند و متراكم مي باشد.


تخمها بيضي شكل به رنگ سبز مايل به زرد و در دستجات 8 – 2 عددي قرار داده مي شوند. لاروها سبز رنگ و منقوش به لكه هاي سياه رنگ ، روي سر لارو موهاي ريز و پراكنده اي وجود دارد. شفيره زرد روشن متمايل به قهوه اي كه در داخل پيله نازكي به پشت برگ مي چسبد.
خسارت : خسارت آفت مربوطه به تغذيه لارو از ميزبانهاي مختلف است. اين آفت تخم خود را در كنار رگبرگ اصلي مي گذارد و لاروهاي سن 1 پس از خروج از تخم رگبرگ اصلي را سوراخ كرده و شروع به تغذيه مي كنند. سپس برگهاي خارجي را سوراخ سوراخ مي نمايند. لاروها بيشتر در سطح زيرين برگ فعاليت دارند و در تراكم هاي بالا بوته را از بين مي برند.
زيست شناسي : حشرات نر و ماده قدرت پرواز ضعيفي دارند و ارتفاع پرواز آنها كم و معمولاً 2 متر از سطح زمين مي باشد. بيد كلم روزها در زير برگها مخفي شده و فقط شبها به فعاليت مي پردازد و پروازهاي كوتاهي انجام مي دهد. هر حشره ماده جمعاً 200 – 150 عدد تخم مي گذارد. پس از تفریخ تخمها لاروسن يك خارج شده و در سطح برگ سرگردان مي باشد. اما پس از سوراخ كردن نسج وارد آن مي گردد و از بافت تغذيه مي كند. لاروها در هنگام احساس خطر با تار ابريشمي خود از گياهان آويزان مي شوند. لارو پس از كامل شدن دوره لاروي ، با تنيدن پيله اي در پشت برگها به شفيره تبديل مي شود.
يكي از عوامل محدود كننده فعاليت اين آفت دماي محيط است ، به طوري كه در دماي 35 درجه و زير 10 درجه حدود 90 – 80 درصد تخمها از بين مي روند. بيد كلم چند نسلي بوده و معمولاً در مناطق گرمسير فاقد دياپوز است و مي تواند تا 12 نسل داشته باشد.
روشهای مبارزه :
الف) كنترل فرموني : با نصب تله فرموني و صيد حشرات نر ، شانس جفتگيري حشرات ماده كاهش مي يابد و در نتيجه در كاهش جمعيت آفت مؤثر واقع مي شود.
ب) مبارزه بيولوژيك
ج) مبارزه ميكروبي : دايپل با ماده مؤثر B.T به ميزان 3 كيلوگرم در هكتار تا 89% تلفات ايجاد مي نمايد.
د) مبارزه شيميايي : براي كنترل آفت مي توان از سموم ديپتركس 5/1 يا گوزايتون دو در هزار استفاده كرد.
۳- خانواده Noctuidae : شب پره هايي با بدن نسبتاً چاق هستند. بالهاي جلويي نسبتاً باريك ، بالهاي عقب معمولاً عريضتر از جلويي و گاهي كمرنگتر از آنند. از نظر تعداد گونه شب پره ها بزرگترين خانواده بالپولكداران هستند و بيش از سه هزار گونه دارند. لاروها معمولاً بدن كم مويي دارند و در دو طرف بدن آنها خطوطي مشاهده مي شود. گونه هاي اين خانواده كه آفت گياهان روغني اند عبارتند از :
شب پره گاما Phytometra gamma
Lep,noctuidae
اين حشره پلي فاژ است و لارو آن از برگ عده زيادي از گياهان زراعي تغذيه و در مواردي به آنها خسارت وارد مي كند. ميزبانهاي اين حشره در ايران شامل چغندر قند ، كاهو ، يونجه ، نخود ، كلم ، سيب زميني ، سويا ، آفتابگردان ، ذرت ، شبدر ، كتان ، كرچك ، شاهدانه ، عده زيادي از سبزيجات و علفهاي هرز به ويژه سلمك و تاج خروس مي باشد.
شكل شناسي : اندازه بدن در افراد بالغ نسبتاً بزرگ 20 – 15 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 45 – 38 ميليمتر است. بالهاي جلويي به رنگ خاكستري مايل به قهوه اي و گاهي تيره بوده كه روي هر يك از آنها يك لقه نقره اي به شكل حرف يوناني گاما وجود دارد و به اين جهت به شب پره گاما معروف است. بالهاي عقبي به رنگ زرد متمايل به خاكستري بوده كه ريشك هاي اطراف آنها سفيد و همراه با نقاط تيره مي باشد.

تخمها سفيد متمايل به سبز يا زردند. لارو اين شب پره اغلب به رنگ سبز متمايل به زرد و پوشيده از موهاي ريز با قاعده سياه رنگ مي باشد. فقط سه جفت پاي شكمي دارد كه دو جفت آنها در وسط حلقه هاي 5 و 6 قرار گرفته و يك جفت آنها دمي ( حلقه دهم ) است و به همين جهت لاروهاي اين حشره به حالت قوسي و وجبي راه مي روند. طول لارو 35 – 32 ميليمتر است.


خسارت : لاروهاي سن 1 زير برگها استراحت كرده و از سن 2 شروع به تغذيه مي كنند كه زياد خسارت نمي زنند و سن 3 سبب مشبك شدن برگها مي شود و سنين 4 و 5 تمام قسمتهاي برگ را مي خورند.
اين آفت بر روي كلزا از زماني ظاهر مي شود كه گياه در مرحله گلدهي و ظهور كپسولها مي باشد. از كپسولها تغذيه مي كند و باعث از بين بردن گلها و كپسولها مي گردد.
زيست شناسي : زمستانگذراني اين حشره به صورت لارو در لابه لاي برگهاي خشكيده زير كلوخه ها ، داخل بقاياي گياهي و خاك مي باشد. در بهار پس از گرم شدن هوا تبديل به شفيره مي شود. حشرات كامل پس از اينكه ظاهر شدند جفتگيري و تخمگذاري مي كنند. تخمها به صورت انفرادي يا دسته اي روي ميزبان قرار داده مي شود. پس از تخريج تخمها لاروهاي سن اول كه كم تحرك هستند خارج شده و بيشتر از كناره برگها تغذيه مي كنند. لاروهاي سنين بالا تمام قسمتهاي برگ را مورد تغذيه قرار مي دهند.
اين آفت معمولاً قادر به ايجاد 4 – 3 نسل در سال است در مناطق گرمسير ممكن است تعداد نسل افزايش يابد. اين آفت پروازهاي طولاني دارد و تا 50 كيلومتري مي تواند پرواز نمايد و خود را به نقاط ديگر برساند.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : شخم عميق پس از برداشت محصول ، كشت زود و بموقع ، از بين بردن علفهاي هرز سبب كاهش جمعيت لارو و شفير هاي زمستانگذران مي باشد.
ب) بيولوژيك : در روي اين آفت محموعه اي از زنبورها و مگس هاي پارازيتوئيد ، بالتوري ها و حتي پرندگان فعال هستند. زنبورهاي پارازيتوئيد از خانواده هاي ايكنومونيده ، براكنيده و تاكنيده مي باشند.
ج) ميكروبي : دايپل و باكتوسپين با ماده مؤثر B.T به صورت تنها يا مخلوط با حشره كشها نتايج بسيار رضايتمندي در كنترل لاروهاي آفت دارد.
د) شيميايي : از سموم زير براي كنترل آفت مي توان بهره گرفت :
ديازينون 2 ليتر در هكتار – دورسبان 3 – 2 ليتر در هكتار - اكامن 5/1 – 1 ليتر در هكتار .
شب پره زمستانه ( كرم طوقه بر ) Agrotis segetum
( lep,noctuidae )
اين شب پره كه از برگ ، ساقه و طوقه گياهان مختلف تغذيه مي كنند در هنگام روز در زير كلوخه ها پنهان شده و موقع غروب شروع به فعاليت مي كنند. همچنين اين آفت متناسب با شرايط منطقه و نوع كشت به بيشتر گياهان زراعي شامل ذرت ، چغندر ، پنبه ، گوجه فرنگي ، خيار ، كدو ، سيب زميني ، سويا ، بادنجان ، هويج ، گندمهاي پاييزه ، كنجد ، تعداد زيادي از علفهاي هرز ، كلزا و آفتابگردان حمله مي كند.
شكل شناسي : حشره كامل شب پره نسبتاً بزرگ است . بدن به طول 17 – 15 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 50 – 45 ميليمتر است. بالهاي جلويي به رنگ زرد متمايل به قهوه اي تا خاكستري تيره و در روي هر يك از آنها سه لكه مشخص شامل قاعده اي مثلثي ، مياني ، گرد و حاشيه اي لوبيايي شكل است. بالهاي عقبي سفيد رنگ با رگبالهاي مشخص خاكستري هستند.


اطراف بالها مجهز به ريشك بلندي مي باشد. تخمها ابتدا سفيد و سپس نقش و نگارهاي قهوه اي رنگي روي آنها بوجود مي آيد. لارو كامل قطور ، ضخيم و به طول 55 – 45 ميليمتر ، شفيره خرمايي رنگ كه در داخل لانه گلي تشكيل مي شود.

خسارت : لاروهاي سن يك ابتدا از قسمتهاي سبز برگ تغذيه كرده و پس از پوست اندازي در سطح خاك افتاده و خود را به پاي بوته رسانده و در زير خاك كنار طوقه گياه شروع به تغذيه نموده و سپس طوقه را قطع مي كند. در نتيجه ريشه از قسمت هوايي جدا شده و گياه خارج مي شود. خسارت اين آفت در ابتداي رشد اهميت دارد زيرا در ابتداي رويش موقعي كه بوته ها تازه سبز شده اند قدرت ترميم گياهان مذكور كم بوده و در اكثر موارد قادر به جبران خسارت وارده نيست.
زيست شناسي : اين حشره زمستان را به صورت لارو كامل در عمق 10 تا 25 سانتيمتري خاك سپري مي كند. در اوايل بهار پس از گرم شدن هوا لاروهاي كامل از عمق به سطح خاك آمده و سپس تبديل به شفيره مي شوند و حشرات كامل پس از 4 – 2 هفته ظاهر مي شوند.
تحمل لارو به سرماي شديد زياد است به طوري كه قادر است دماي چندين درجه زير صفر را نيز تحمل نمايد زيرا لاروهاي آفت در زمستانها به علت سرما از سطح خاك به عمق پايين تري رفته و از سرماي سخت فرار مي كنند. در بهار خروج پروانه ها تدريجي و تابع درجه حرارت و رطوبت محيط است و حشرات كامل پس از خارج شدن در زير بوته هاي گياهان ميزبان پنهان مي شوند. اين حشره گونه اي است شب فعال و تمام فعاليتهاي زيستي خود اعم از جفتگيري و تخم ريزي را در شب انجام مي دهد. تخمگذاري آفت به صورت دسته اي يا انفرادي در پشت برگ گياهان ميزبان نظير چغندرقند ، پيچك ، سلمك ، شبدر ، تاج خروس و شيرين بيان صورت مي پذيرد.
تخمها پس از 4 تا 5 روز تخريج شده و لاروهاي سن يك آفت ظاهر مي شوند و شروع به تغذيه از برگهاي تازه و جوان گياهان ميزبان مي كنند كه ابته در اين مرحله تغذيه و خسارت آفت زياد نمي باشد. لاروها پس از اولين پوست اندازي و وارد شدن به سن 2 در سطح خاك افتاده و خود را به طوقه گياهان ميزبان مي رسانند.
شروع فعاليت اين لاروها از هنگام غروب به بعد مي باشد آنها از طوقه و دمبرگهاي گياهان تغذيه مي كنند. اما مجدداً صبح روز بعد كه هوا روشن مي شود به زير خاك رفته و يا كنار طوقه پنهان مي شوند.
لارو پس از كامل شدن دوره لاروي خود را به عمق 7 – 5 سانتيمتري خاك مي رساند و لانه اي ايجاد مي كند و درون آن به شفيره تبديل مي شود. ممكن است لاروها در زير كلوخه ها بدون تشكيل لانه گلي شفيره شوند. پس از دو هفته حشرات نسل دوم ظاهر شده و شروع به فعاليت مي كنند. تغذيه حشرات از طوقه شرايط را براي نفوذ عوامل بيماري زا مثل قارچ ها و باكتري ها فراهم مي كند كه در نهايت سبب پوسيدگي ريشه مي شوند. حشرات نسل سوم در اواخر تابستان ظاهر شده و لاروها پس از تغذيه در داخل خاك يا زير كلوخه ها لانه گلي ايجاد كرده و در شرايط آب و هواي كرج 3 نسل در سال دارد.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : شخم عميق ، وجين علفهاي هرز سبب كاهش تراكم آفت مي گردد.
ب) بيولوژيك : زنبور تريكوگرما كه پارازيتوئيد تخم آفت است. زنبورهاي پراكنده ، آپانتلس و مگس تاكنيده اين آفت را پارازيته مي كند.

ج) شيميايي : طعمه پاشي با سم سوين 80% يا ليندين ، كه براي تهيه طعمه ابتدا 3 كيلوگرم سوين را در مقدار كمي آب حل نموده و سپس حجم را به 60 ليتر مي رسانيم. آنگاه محلول را به 100 كيلوگرم سبوس اضافه كرده و مخلوط سم و سبوس را به هم مي زنيم تا به صورت گرانوله درآيد. اين طعمه ها را در غروب در مزرعه پاي بوته ها مي پاشند.
كرم برگخوار چغندرقند ( كارادرينا ) caradrina exigua
lep,nactuide
لارو اين حشره بسيار پلي فاژ است و به اكثر محصولات كشاورزي خسارت وارد مي كند. گياهان ميزبان اين آفت شامل يونجه ، ذرت ، پنبه ، گوجه فرنگي ، كرچك ، باقلا ، سويا ، نخود ، پياز ، سيب زميني ، لوبيا ، بادنجان ، اسفناج ، كاهو ، كلم ، شلغم ، كلزا و تعدادي از گياهان هرز مي باشد.
شكل شناسي : حشره كامل به طول 14 – 10 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 30 – 25 ميليمتر مي باشد. بالهاي جلويي به رنگ قهوه اي يا گاهي خاكستري و داراي 2 لكه است لكه اولي لوبيايي شكل و قهوه اي رنگ و لكه قاعده اي گرد و به رنگ زرد صدفي تا نارنجي مي باشد.

خسارت : لاروهاي كارادرينا برگهاي سبز گياهان ميزبان را مورد حمله قرار مي دهند و به صورت دسته جمعي در زير سطح برگ گياهان ميزبان هستند و برگها را به صورت مشبك در مي آورند.

زيست شناسي : زمستانگذراني در مناطق سردسير به صورت شفيره درون محفظه هاي گلي در عمق چند سانتيمتري خاك است. ولي در مناطق گرمسير به صورتهاي مختلف از قبيل حشره كامل شفيره لارو و تخم مشاهده مي شود. هنگامي كه درجه حرارت بالاي 10 درجه است ظاهر شده تغذيه كرده و جفتگيري مي نمايد و تخمهاي خود را روي گياهان ميزبان و حتي كلوخه ها مي گذارند. حشرات كامل روزها پنهان شده و پس از غروب فعاليت مي كنند. اين آفت در شرايط 6 نسل و در مناطق سردسير 4 – 2 نسل دارد.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : شخم عميق پس از برداشت محصول ، انهدام علفهاي هرز در كاهش جمعيت آفت تأثير بسياري دارد.
ب) بيولوژيك : در روي اين آفت مجمعه اي از زنبورها و مگس هاي پارازيتوئيد ، بالتوري ها و پرندگان فعال مي باشند. زنبورهاي خانواده ايكنوموئيد ، براكنيده و مگس هاي خانواده تاكنيده در مرحله لاروي پارازيت آفت هستند.
ج) ميكروبي : عوامل ميكروبي نظير Baccillusthuring تحت نامهاي تجاري دايپل و باكتوسپين به صورت تنها يا مخلوط با حشره كش ها ، نتايج رضايت بخشي در كنترل لاروها دارد.
د) شيميايي : از سموم زير براي كنتل آفت استفاده مي شود:
1- پودر و تابل ديپتركس 80% به نسبت يك كيلوگرم در هكتار
2-لاروين Df 80% به نسبت يك كيلوگرم در هكتار
كرم قوزه پنبه ( كرم ميوه ) Heliothis armigera
lep,nactuidae
آفتي است پلي فاژ و همه جايي ، لاروهاي اين آفت با تغذيه از پنبه ، توتون ، گوجه فرنگي ، آفتابگردان ، ذرت ، سويا ، كنجد و نخود ايجاد خسارت مي كنند.
شكل شناسي : حشره كامل پروانه اي است به طول 20 – 10 ميليمتر و عرض بدن با بالهاي باز 40 – 35 ميليمتر ، رنگ بدن بسيار متغير است ولي عمدتاً خاكستري يا سبز روشن است. بالهاي جلويي داراي يك لكه لوبيايي و يك لكه گرد تيره هستند. همچنين داراي يك نقطه سياه رنگ بوده و در حاشيه نوار مفدس وجود دارد. بالهاي عقبي سفيد و در حاشيه بيروني داراي يك هاله تيره پهن رنگ هستند كه مجهز به ريشك است.


خسارت : اين آفت از ميوه يا دانه تغذيه كرده و از اين طريق خسارت زيادي وارد مي كند.
زيست شناسي : زمستانگذراني اين حشره به صورت شفيره در عمق 10 – 4 سانتيمتري خاك است. دربهار هنگامي كه درجه حرارت به 20 – 18 درجه سانتيگراد مي رسد به فرم بالغ تبديل مي شود. حشرات ماد پس از ظهور چند بار جفتگيري كرده و تخمگذاري مي كنند. حشره ماده بين 500 تا 3000 تخم مي گذارد. تخمها به لارو تبديل شده و لاروها پس از رشد كامل به روي خاك افتاده و در عمق 6 سانتيمتري به شفيره تبديل مي شوند. اين حشره در مناطق سردسير 3 – 2 نسل و در مناطق معتدل 5 – 4 نسل ايجاد مي نمايد.

روشهای مبارزه :
الف) زراعي : استفاده از ارقام مقاوم و شخم پس از برداشت محصول در كنترل آفت مؤثر است.
ب) ميكروبي : استفاده از دايپل و يا باكتوسپئين توصيه مي شود.
ج) فرموني : فرمون مصنوعي اين آفت ساخته و معرفي شده است. لذا مي توان از لكه هاي فرموني در پيش آگاهي و كنترل حشرات كامل در مديريت كنترل اين آفت بهره گيري نمود.
د) مبارزه بیولوژیک : توسط زنبور هابروبراکن

ه) شيميايي : از سموم زير مي توان در كنترل آفت استفاده كرد :
|
|
2-تيودان 35% به ميزان 3 ليتر در هكتار
3-دسيس به ميزان 5/0 ليتر در هكتار
4- خانواده pyralidae : در اين خانواده بيش از دو هزار گونه نامگذاري شده است. از نظر تعداد گونه بعد از شب پره هاي noctuidae از بزرگترين خانواده هاي بالپولكداران هستند. اعضاي اين خانواده غالباً پالپهاي لب زيرين را به صورت افقي در مقابل صورت نگه مي دارند. براي همين به آنها پروانه هاي پوزه دار مي گويند. بالهاي جلويي طويل و مثلثي شكل و بالهاي عقبي پهنتر هستند. عضو شنوايي در قاعده شكم قرار دارد. چند نمونه از آفات دانه هاي روغني از اين خانواده به شرح زيرند :
پروانه دانه خوار آفتابگردان Homoeosoma nebulella
( lep,pyralidae )
لارو اين آفت از اندامهاي زايشي آفتابگردان شامل گل ، برگچه و دانه تغذيه مي كند.
شكل شناسي : بدن به طول 12 ميليمتر ، عرض بدن با بالهاي باز حدود 27 – 22 ميليمتر است. بالهاي جلويي به رنگ خاكستري روشن تا خاكستري مايل به زرد ، داراي دو جفت نقطه سياه در وسط هر يك از بالهاي جلويي است.


خسارت : ابتدا تغذيه از گلها و يا برگچه ها صورت مي گيرد و تغذيه شديد نيست ولي پس از تشكيل دانه ها آنها را مورد حمله قرار مي دهند. علائم خسارت به صورت لكه هاي نامنظم روي طبق گل آفتابگردان ظاهر مي شود. بتدريج كه دانه هاي كناري جفت مي شوند ، لارو به دانه هاي مياني طبق كه همچنان نرم و آبدار هستند حمله نموده و تغذيه مي نمايد. در محل تغذيه لارو ماده چسبناكي از گياه ترشح شده و همراه آن فضولات آفت ديده مي شود. گاهي در اين محل پوسيدگي و گنديدگي طبق حاصل مي شود.
زيست شناسي : زمستانگذراني به صورت شفيره در خاك است. اين آفت در شرايط آب و هواي گرگان 3 نسل در سال دارد.

روشهای مبارزه :
الف) زراعي : شخم عميق پس از برداشت محصول ، استفاده از ارقام مقاوم در كنترل آفت مؤثر است.
ب) بيولوژيكي : زنبورهاي جنس هابروبراكن پارازيتوئيد لارو اين آفت هستند.
ج) شيميايي : از سموم زير براي كنترل آفت مي توان بهره جست :
1-تيودان 35% به نسبت 2 ليتر در هكتار 2- زولن 35% به ميزان 3 ليتر در هكتار
آستانه خسارت اقتصادي جهت كنترل آفت 4 – 3 لارو در هر متر مربع است.
پروانه دانه خوار سويا Etiella Zinckenella
( lep,pyralidae )
اين آفت نسبتاً پلي فاژ بوده و در ايران علاوه بر سويا روي باقلا ، نخود ، عدس ، چند گياه زينتي و وحشي و جنگلي ديده مي شود..
شكل شناسي : حشره كامل شب پره اي است كه عرض آن با بالهاي باز 19 ميليمتر و طول آن 11 – 8 ميليمتر مي باشد. رنگ عمومي بدن خاكستري تيره و روي بالهاي جلويي آن يك نوار باريك طولي به رنگ سفيد و يك لكه تيره وجود دارد.


خسارت : حشرات ماده تخمهاي خود را روي غلاف نارس سويا قرار مي دهند. لاروها پس خروج از تخم وارد غلاف شده و شروع به تغذيه از دانه ها مي كنند ، گاهي اوقات نيز لارو از يك غلاف خارج شده و به غلاف ديگر حمله مي كند. غلاف مورد تغذيه انباشته از فضولات لارو بوده و سوراخ ورودي و خروجي لارو در غلافها نيز گرد و از خارج كاملاً مشخص است.
زيست شناسي : زمستانگذراني اين آفت به صورت لارو در داخل خاك است. اين آفت 2 نسل دارد.

روشهای مبارزه :
الف) زراعي : شخم عميق پس از برداشت محصول و تناوب زراعي در كاهش جمعيت آفت مؤثر است.
ب) شيميايي : از سموم زير مي توان براي كنترل آفت استفاده كرد :
1-گوزايتون به نسبت 2 كيلو در هكتار 2- ديپتركس 80% به ميزان يك كيلوگرم در هكتار.
( راسته جور بالان Homoptera )
حشرات اين راسته داراي دگرديسي ناقص هستند قطعات دهاني آنها از نوع زننده – مكنده است. و خرطوم آنها از زير سر و بين پاهاي جلو خارج شده است. شاخكهاي مويي يا نخي شكل بالها ( در صورت وجود ) به تعداد يك يا دو جفت و كاملاً غشايي است. ماده ها غالباً داراي تخم ريزي هستند. همگي گياه خوارند و از عمده ترين آفت مكنده گياهان محسوب مي شوند.
اين راسته شامل آفات متعددي است كه قسمت اعظم زندگي خود را به صورت ثابت و ساكن بر روي گياهان سپري مي كنند تمام مجموعه هاي اين راسته گياه خوار بوده و شامل تعداد زيادي از مهمترين افات دانه هاي روغني مي باشند.
شته ها Aphids :
شته ها معمولاً اعضاء چهار خانواده زیر هستند:
1.Aphidida
2.Eriosomatidae
3.Adelgidae
4.Phylloxeridae
اكثر شته ها جزء خانواده اولي بوده و به طور كلي اهميت اقتصادي بيشتري دارند. شته ها موجوداتي كوچك با ابعاد ميليمتري داراي ظاهر گلابي شكل بدن بسيار نرم ، قطعات دهاني از نوع زننده – مكنده بوده و از شيره گياهان تغذيه مي كنند. از ديگر ويژگي هاي ساختماني اين گروه از حشرات وجود عضوي بنام كورنيكول در سطح پشتي پنجمين يا ششمين حلقه شكم مي باشد. كورنيكول ها وظيفه ترشح ماده اي بنام فرمون را بر عهده دارند ؛ فرمون به عنوان يك ماده جلب كننده جنسي عمل مي كند ، همچنين به عنوان يك ماده هشدار دهنده عمل مي كند يعني هنگامي كه يك دشمن طبيعي مثل بالتوري وارد جمعيت شته ها مي شود با ترشح اين ماده شته ها از روي ساقه ها و برگهاي آلوده پراكنده مي شوند.
تغذيه شته ها از شيره گياهان علاوه بر اينكه باعث ضعف گياه مي شود باعث پيچيده شدن برگها ، بدشكل شدن برگها و ترشح عسلك مي شود. شته ها پس از مكيده شدن شيره گياهان مقدار زيادي عسلك دفع مي كنند. اين ترشحات دفع شده روي سطوح پاييني برگها و سر شاخه ها ريخته و باعث مي شود مقدار زيادي گرد و خاك روي سطح گياهان جذب شود كه از عمل فتوسنتز نيز در گياهان جلوگيري مي كند. از طرفي باعث رشد قاچ فوماژين يا دوده مي گردد كه ظاهري سياه رنگ به گياه مي دهد.
تغذيه شته ها باعث انتقال بيماري هاي ويروسي در گياهان مختلف مي شود. اغلب در طبيعت شته ها با جمعيت بالا بر روي گياهان مشاهده مي شوند. جمعيت شته ها در برگيرنده مراحل مختلف سني آنها مي باشد.
پوره هاي سنين مختلف و حشرات كامل شته ها بر روي گياهان در حال تغذيه از شيره گياهي مشاهده مي شوند. چرخه زندگي بسياري از شته ها نسبتاً غير معمول و پيچيده است. اكثر گونه ها زمستان را به صورت تخم مي گذرانند. تخم ها در اوايل فصل بهار شته هاي مؤسس را كه ماده هاي بكرزا مي باشند به وجود مي آورند. اين شته ها به روش بكر زايي ( Partenogenesis ) توليد مثل مي كنند و ماده هاي بالدار در فصل بهار به ميزبان دوم مهاجرت مي كنند و نسلهاي متعددي توليد مي كنند كه همه ماده اند كه نوزادان زنده مي زايند ( ovoviviparous ). در مدت نسبتاً كوتاهي جمعيت عظيمي از شته ها به اين روش توليد مي شوند. در اواخر فصل كه درجه حرارت محيط پايين مي آيد و همواره رو به سردي مي رود يك نسل توليد مي شود كه شامل نر و ماده بالدار است. اينها به گياه ميزبان اصلي ( ميزبان اول ) بر مي گردند. جفت گيري مي كنند و ماده ها تخم گذاري مي نمايند اين تخمها همان تخمهاي زمستان گذران هستند.
همزيستي بين شته و مورچه :
شته ها رابطه تنگاتنگي با مورچه ها دارند ، در واقع شته ها حكم گاو شيرده را براي مورچه ها دارند . هرجا كه شته ها وجود داشته باشند مقدار زيادي مورچه نيز وجود دارد . مورچه ها ، شته ها را از گياهان به محل هاي مناسب منتقل مي كنند، تا از اين طريق شته ها ، توليد مقادير بيشتري عسلك كنند و مورچه ها از عسلك شته ها تغذيه مي كنند .
عسلك در واقه مدفوع حشره است كه بيشتر از 60-70 درصد قند دارد و در بعضي مواقع به عنوان منبع شيريني مورد استفاده انسان قرار مي گيرد .
بين مورچگان و شته ها رابطه فيزيولوژيك بسيار جالبي برقرار است و در واقع رابطه آنها كاملاً دو طرفه است ، در واقع مورچگان ، شته ها را روي گياهان منتقل مي كنند و به اين طريق باعث پراكنش آنها مي شوند و آنها را در محل هاي مناسب تري قرار مي دهند . مورچه ها همچنين در روند فعاليت دشمنان طبيعي اختلال ايجاد مي كنند و باعث دورشدن كفشدوزكها و زنبورهاي پارازيتوئيد ، از اطراف شته ها مي شوند ، لذا فعاليت مورچه ها بر روي گياهان مفيد ارزيابي نمي گردد .
از طرف ديگر عسلك محيط مناسبي براي پرورش قارچهاي ساپروفيت مي باشد كه در نتيجه برگها با قشر دوده مانندي به نام فوماژين پوشيده مي شود و همراه با گرد وخاك لايه ضخيمي روي برگها بوجود مي آيد كه موجب اختلال در فتوسنتز مي گردد . شته ها از مهمترين ناقلين بيماريهاي ويروسي گياهان و معدودي از پاتوژن هاي ديگر مي باشند .
شته سبز هلو50 نوع بيماري ويروسي را از پايه هاي آلوده به سالم انتقال مي دهد .
دشمنان طبيعي شته ها :
شته ها روي ميزبان دوم از طريق بكرزايي نسلهاي متعددي توليد كرده و كلني هاي زيادي ايجاد مي كنند كه بايستي خسارت فوق العاده به گياهان وارد سازند در حاليكه عملاً هميشه اينطور نيست زيرا پارازيتها و شكارچي هاي فراواني وجود دارد كه جمعيت آنها را كنترل مي كنند.
1-پارازيت هاي اصلي شته ها شامل بعضي از زنبورهاي خانواده براكنيده و كلسيديد هستند.
2-مهمترين شكارچي ها عبارتند از كفش دوزكها ، بالتوري ها بعضي از دو بالان و برخي از سن ها .
الف) كفشدوزکها : كفشدوزك 7 نقطه اي و 11 نقطه اي متعلق به جنس coccinella .


ب) بالتوري ها : بالتوري كريزوپا كارنا chrysopa carnea مهمترين حشره شكارچي شته ها در خانواده chrysopidae مي باشد. سرعت عمل اين شكارچي زياد است و به نظر مي رسد كه هر فرد براي تكامل خود صدها شته را نابود مي كند. اين حشره داراي بدني سبز رنگ مي باشد كه تخم خود را روي پايه اي بلند و قابل خمش مي گذارد.


ج) دوبالان : از دو بالان خانواده مگس هاي گل syrphidae مهمترين شكارچي هاي شته ها هستند، مگس هاي كامل پرواز سريع دارند و از گرده گلها به عنوان منبع اصلي غذاي خود استفاده مي كنند. لاروها به محض خروج از تخم داخل مجموعه شته مي گردد. لارو براي پيدا كردن شكار نيمه اول بدن خود را به هر طرف تاب داده تا به شته اي برخورد نمايد و پس از پيدا كردن طعمه آن را با قطعات دهان خود بلند نموده و در همان حالت محتويات بدن شته را مي مكد و پوسته خالي را به دور مي اندازد.


د) سن ها : خانواده آنتوكريده نه فقط از شته ها بلكه از پسيلها ، شپشكها ، تريپسها و لاروهاي كوچك پروانه ها و حتي سوسكها تغذيه مي نمايد. افراد اين خانواده از سن ها داراي بدني بيضي كشيده و تا اندازه اي پهن به طول 5 – 2 ميليمتر و رنگ بسياري از آنها سياه با نقش هاي سفيد است.
شته سبز هلو Myzus persicae
( Hom.Aphididae )
اين حشره متداول ترين آفت درختان ميوه دار است. ميزبان عمده آن هلو است ولي روي انواع شليل ، گوجه ، آلو ، زردآلو ، بادام نيز خسارت مي زند. به علاوه از اوايل بهار به بعد عمدتاً روي ميزبانهاي ثانويه شامل سيب زميني ، گوجه فرنگي ، توتون ، فلفل ، كلم پيچ ، گل كلم ، اسفناج ، كوكب ، مركبات ، كلزا ، كنف ، پنبه ، كنجد و ... يافت مي شود.
شكل شناسي : ماده هاي بكرزاي بي بال سبز رنگند. كورنيكول ها به رنگ سبز و انتهاي آن قهوه اي روشن و بخش مياني آن اندكي متورم است. در ماده هاي بكرزا سر و قفسه سينه مايل به سياه ، شاخكها سياه و كورنيكولها سياه يا قهوه اي روشن هستند.
.jpg)


خسارت : افراد كامل و پوره ها در سطح زيرين برگ مستقر شده و سبب پيچيدگي رگ مي گردند. به دليل ترشح عسلك سبب افت محصول مي شوند. به علاوه ناقل بعضي از بيماري هاي ويروسي مهم هستند.
زيست شناسي : زمستانگذراني در اكثر مناطق به صورت تخمهاي سياه و براق روي سر شاخه ها و تنه درختان ميوه هسته دار است. در بهار پوره ها باز شده و تخمها روي روي گياه ميزبان مستقر مي شوند. افراد مؤسس چندين نسل را روي ميزبان اوليه ايجاد نموده و پس از توليد فرم بالدار به روي ميزبان دوم مهاجرت مي كنند. اين افراد تا پاييز روي ميزبان دوم به زاد و ولد مي پردازند سپس افراد بالدار نر و ماده را توليد مي نمايند. كه در نهايت آنها دوباره به روي ميزبان اول برمي گردند و تخمهاي زمستانگذران را روي آنها قرار مي دهند.

روشهای مبارزه :
روشهاي مبارزه بيولوژيكي شرح داده شد.
شيميايي : حشره كشهاي اختصاصي شته ها به شرح زير مي باشند :
1- پريمور (پريميكارپ) : به صورت پودر و قابل حل در آب است به ميزان 5/0 كيلوگرم در هكتار
2- هپتينوفوس (هوستاكوئيك) : به صورت اموليسون است به ميزان 600 – 300 سي سي در هكتار
3- چس : به صورت پودر و به ميزان 5/0 كيلوگرم در هكتار
4- ديكلوروس (د.د.واپ) : به ميزان 2 ليتر در هكتار
5- مالايتون : به صورت اموليسون به ميزان 2 ليتر در هكتار
در مورد گياهاني مثل پنبه كه به مدت طولاني در زمين هستند از سموم سيستميك مثل اكاتين و متاسيستوكس آر استفاده مي شود.
شته مومي كلم Brevicoryne brassicae
( Hom.Aphididae )
شته مومي كلم يكي از مهمترين آفات كلزا و ديگر خانواده كلم مثل شلغم ، تربچه و چليپائيان وحشي مي باشد.
شكل شناسي : رنگ بدن در ماده بي بال سبز تيره يا روشن و پوشيده از يك ماده مومي سفيد رنگ است. ماده هاي بالدار نيز كاملاً سبز رنگ و پوشيده از ماده آردآلود شكل مي باشند. سر و سينه آنها خاكستري تيره مي باشد.


.jpg)
خسارت : اين آفت به برگ ، ساقه ، گل و غلافهاي گياه ميزبان حمله مي نمايد و باعث كاهش محصول و يا انهدام كامل بوته مي گردد. تغذيه از بوته جوان سبب پيچيدگي و قاشقي شدن حاشيه برگها مي شود. در كلزا شته ها با استقرار روي قسمت انتهايي از طرفي موجب ضعيف شدن بوته و پايين آمدن كيفيت و كميت دانه ها مي شوند و از طرف ديگر بر اثر فعاليت آنها ترشحات چسبنده عسلك روي گياه به وجود مي آيد كه در نتيجه قارچ سياه مولد فوماژين نيز روي آن رشد مي كند. انبوهي جمعيت بر روي بوته به حدي است كه كنترل آن را اجتناب ناپذير مي سازد.

زيست شناسي : در فصل پاييز شته هاي بالدار روي خاك و نزديك طوقه بوته هاي گياه ميزبان جمع شده و سپس افراد نر و ماده در آنجا به وجود مي آيند. شته هاي ماده به نوبه خود ماده هاي جنسي ديگري را توليد مي كنند كه حشرات نر با آنها جفتگيري و سپس تخمريزي مي نمايند. هر شته ماده روزانه 4 – 3 عدد تخم مي گذارد كه اين تخمها سياه بوده و زمستان را در حالت دياپوز روي دمبرگها و يا سطح زيرين برگها مي گذرانند. سپس در بهار تخريج شده و شته هاي ماده اي كه از آنها خارج مي شوند و به نام شته مؤسس معروف هستند به روش بكرزايي توليد مثل نموده و در فصل تابستان چندين نسل ايجاد مي كنند. هر شته ماده در طول زندگي كوتاه خود 100 – 80 عدد پوره مي زايد. در اوايل تابستان جمعيت شته ها روي گياه بسيار زياد مي شود و ترشحات چسبناك آنها باعث آلوده شدن و توقف رشد گياه مي شوند. با فعاليت دشمنان طبيعي جمعيت شته ها در فصل تابستان كم مي شود. با مهاجرت دشمنان طبيعي به پناهگاه هاي زمستانه مجدداً جمعيت شته ها در پاييز افزايش مي يابد. اگر در فصل تابستان مواد غذايي براي تغذيه شته كافي نباشد شته هاي بالدار ظاهر شده و به مزارع مجاور پرواز مي كنند. شته مومي 20 – 15 نسل در سال توليد مي كند. شته مومي درجه حرارت 10 الي 42 درجه سانتيگراد را تحمل مي كند بنابراين قادر است در اكثر مناطق گسترش يابد. اين حشره حداكثر جمعيت را در موقع ريزش و تشكيل دانه هاي كلزا دارد. انبوهي جمعيت در مزارع كلزا بسيار قابل توجه است. تمركز آفت بيشتر در قسمت انتهايي ساقه است.
روشهای مبارزه :
الف)زراعي : استفاده از ارقام مقاوم
ب) بيولوژيك : قبلاً توضيح داده شده است.
ج)شيميايي : مانند شته سبز هلو
عسلك پنبه Bemisia tabaci
( Hom.Aleyrodidae )
عسك پنبه انتشار جهاني دارد. اين آفت به طيف وسيعي از گياهان زراعي ، زينتي ، مرتعي و درختان مثمر و غير مثمر خسارت ايجاد مي كند. از ميزبانهاي آن مي توان پنبه ، گلرنگ ، كنف ، كلزا و آفتابگردان را نام برد.
شكل شناسي : حشرات ماده بدون بال ثابت و به طول 4/1 – 2/1 ميليمتر مي باشند. نرها كوچكتر از افراد ماده بوده و اندازه آنها حدود يك ميليمتر است. رنگ آنها صورتي است ولي پوشش مومي سفيد باعث سفيد گشتن بدن شده است ، به همين دليل به آن سفيدك بال گفته مي شود.

تخمها داراي پايه است كه پايه آن داخل بافت گياه قرار دارد. تخمها به صورت انفرادي يا دسته اي در زير برگ قرار مي گيرد. رنگ آنها ابتدا زرد بوده و سپس قهوه اي مي شود.
خسارت : اين آفت با تغذيه از شيره گياهي ميزبان سبب ضعيف شدن بوته ها شده و با ترشح عسلك نيز باعث جلب گرد و خاك و كثيف شدن الياف پنبه و افت شديد ارزش اقتصادي محصول مي شود. اين آفت ناقل بيش از 19 عدد عامل بيماري زا گياهي است.
زيست شناسي : اين حشره داراي 3 سن پورگي است. حشرات كامل نر داراي دو جفت بال هستند لذا مي توان پرواز نمايند. ولي حشرات ماده بدون بال بوده و به سطح زيرين گياهان ميزبان مي چسبند و پس از فرو كردن خرطوم خود شروع به مكيدن شيره گياهي مي كنند. تغذيه اين آفت از شيره گياهي توأم با ترشح عسلك است. اين آفت در گلخانه ها در تمام سال فعال است ولي در مناطق معتدله به صورت پيش شفيره زمستان گذراني مي كند. اين آفت در مازندران 9 – 8 نسل دارد. و در خوزستان بيش ار 12 نسل دارد.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : سوزاندن بقاياي گياهي مزرعه پس از برداشت محصول ، رعايت تناوب زراعي ، انجام كشتهاي رديفي .
ب) بيولوژيكي : زنبور Encarsia پارازيتوئيد شفيره هاي عسلك پنبه است.


ج) شيميايي : چون حشره در زير برگها فعاليت مي كند بايد از سموم عمومي يا تدخيني استفاده كرد تا به قسمتهاي مختلف گياه برسد. سموم قابل توصيه عبارتند از :
1- ديمتوات به ميزان 2 ليتر در هكتار در كشتهاي پلاستيكي مثل بادنجان
2-اكاتين به ميزان 1 ليتر در هكتار
3-در گياهاني مثل پنبه سموم سيستميك استفاده مي شود چون مدت طولاني در زمين هستند از جمله اين سموم : متاسيستوكس آر به ميزان 5 ليتر در هكتار
4-سموم IRG سموم هورموني هستند. اين هورمون باعث جلوگيري از پوست اندازي حشره مي شوند. مانند سموم آدميرال به ميزان 5/0 ليتر در هكتا ، اين سم دوره كارنس بسيار كوتاهي دارد و به تندي تجزيه مي شود و هيچ گونه آلودگي زيست محيطي به وجود نمي آورد.
(راسته تريپس ها Thysanoptera


تريپس ها حشرات كوچك و باريك اندامي هستند كه طول آنها بين 5/0 تا 5 ميليمتر ممكن است متغير باشد . اين حشرات ممكن است بال دار يا بدون بال باشند . در افراد بال دار، وقتي كه بال ها خوب رشد كرده باشد ، تعداد آنها دو جفت است كه خيلي باريك و نسبتاً بلندند و داراي ريشك هاي متراكم و بلند بوده و به آنها منظره ي شاه پر پرندگان را مي دهد . قطعات دهان از نوع مكنده است ، خرطوم در آنها كوتاه و مخروطي و نامتقارن بوده و در قسمت عقبي زير سر قرار گرفته است ، استايلت ها شامل آرواره بالاي سمت چپ ( طرف راست از بين رفته ) و دو لاسينياي آرواره پايين مي باشد . شاخك ها معمولاً كوتاه و 6 تا 10 مفصلي است . پنجه 1 تا 2 مفصلي و بدون ناخن است . به جاي ناخن بادكش دارد . تريپس ها مجهز به تخم ريز هستند و در عده اي انتهاي شكم به صورت لوله ي باريكي درآمده و آلت تخم ريز را تشكيل مي دهد . تريپس ها از نظر دگرديسي حد واسط بين حشرات با دگرديسي تدريجي و حشرات با دگرديسي كامل قرار گرفته اند، به همين لحاظ حشرات سن اول و دوم را كه فاقد آثار بال هستند ، « لارو» مي گويند . در بعضي موارد حتي در اين سنين نيز آثار بال به صورت داخلي در بدن آنها هويدا است . در زير راسته تربرنشيا Trebrantia پوره هاي سنين سوم و چهارم تا حدودي بدون حركت هستند و تغذيه نمي كنند و در عين حال بال ها در خارج از بدن ظاهر مي شوند ، به همين علت پوره سن سوم « پيش شفيره » و سن چهارم « شفيره » ناميده مي شود . در زير راسته توبليفرا Tubulifera سنين سوم و چهارم مرحله پيش شفيرگي و سن پنجم حالت شفيرگي را مي گذراند .

در تريپس ها حشرات ماده و نر خيلي به هم شبيه هستند . حشرات نر معمولاً كوچكتر و فاقد تخم ريز و يا زائده ي لوله مانند در انتهاي شكم مي باشد . در بعضي گروه ها نر وجود ندارد و حشرات از طريق بكرزايي توليد مثل مي كنند . حشرات زير راسته تربرنشيا Trebrantia كه تخم ريز دارند تخم هاي خود را در داخل بافت گياه قرار مي دهند در صورتي كه زير راسته توبليفرا Tubulifera تخم هاي خود را در زير پوستك ها و شكاف تنه و ساقه ي گياهان قرار مي دهند .
تريپس ها عموماً چند نسلي هستند و در مناطق سردسير شرايط نامساعد را به صورت لارو ، شفيره و يا حشره كامل مي گذرانند . تريپس ها اغلب گياه خوارند و آفت گل ، برگ ، ميوه ، جوانه و سرشاخه هاي جوان مي باشند . آثار تغذيه اين حشرات بخصوص روي برگها با ايجاد لكه هاي نقره اي رنگ شناخته مي شود . اين حشرات از شيره ي گياهي روي برگها با تراكم هاي زياد تغذيه مي كنند و بدين وسيله به گياهان خسارت وارد مي كنند . همچنين روي گل هاي زينتي مخصوصاً روي خود گلها با جمعيت بالا و در لابه لاي گلبرگ ها از شيره گياهي تغذيه مي كنند . تغذيه تريپس ها از گلها باعث ايجاد لكه هاي زرد رنگ در روي گلها و برگ هاي گياهان مي شود و تغذيه با تراكم بالا باعث خشك شدن برگ گياهان مي شود . عده اي از تريپس ها ناقل بعضي از بيماري هاي ويروسي هستند . عده اي از تريپس ها از اسپور قارچها تغذيه مي كنند و بعضي پرداتور كنه هاي گياهي مي باشند .
تريپس يا بال ريشكداران توتون Thrips tabaci
( Thys.Thripidae )
اين آفت انتشار جهاني دارد. گونه اي است بسيار پلي فاژ كه داراي ميزبانهاي متعددي از جمله توتون ، پنبه ، كلم ، گل كلم ، كتان ، چغندر قند ، كنف ، سيب زميني ، بادنجان ، پياز ، خيار ، خربزه ، گوجه فرنگي ، لوبيا ، نخود ، بادام زميني ،كرفس ، شلغم و جعفري مي باشد.
شكل شناسي : اندازه بدن حشره كامل 9/0 ميليمتر بوده و بدن آن پهن ، باريك و به رنگ زرد ، قهوه اي ، خاكستري روشن تا تيره ديده مي شود. حشرات ماده داراي دو جفت بال كشيده و باريك مي باشند كه حاشيه جلويي و عقبي هر دو جفت بال ريشكدار است. حشرات نر فاقد بال مي باشند. پوره هاي تريپس شبيه به حشره بالغ هستند ولي بال ندارند و قرمز رنگند.

خسارت : اين آفت لكه هاي نقره اي ، زرد و يا قهوه اي روي برگ ايجاد كرده و در نهايت باعث بدشكلي و كوچك ماندن برگ مي شود. فضولات سياه رنگ حشره در محل هاي نقره اي ديده مي شود. حشرات با فرو بردن خرطوم خود در اپيدرم برگ از شيره گياهي و كلروفيل تغذيه نموده و محل نيش حشره نيز به صورت نقاطي به رنگ سفيد متمايل به زرد روي برگها مشاهده مي شود. تراكم حشره در لابه لاي محل اتصال برگ به ساقه زياد است. تريپس توتون مي تواند ناقل بعضي از ويروسها نيز باشد.
زيست شناسي : مراحل رشدي اين آفت شامل تخم ، لارو ، پوره ، پيش شفيره ، شفيره و بالغ است و سيكل زندگي آن از تخم تا حشره كامل 9 روز طول مي كشد. نسل هاي اين حشره غالباً همپوشاني دارند. تريپس توتون زمستان را به صورت لارو در روي گياه ، پوره يا شفيره در خاك و حشرات كامل داخل بقاياي گياهي ، علفهاي هرز و يا داخل خاك و شكاف هاي داخل خاك مزرعه به سر مي برد. اين حشره به طريق بكرزايي توليد مثل مي نمايد. در مواردي به ازاء هر 100 عدد حشره ماده يك حشره نر داخل جمعيت ديده مي شود. حشره ماده تخمها را توسط تخمريز به طور انفرادي در داخل محفظه اي زير اپيدرم قرار مي دهد. حشره ماده طي دوره تخمگذاري 60 عدد تخم مي گذارد. حشرات ماده بلافاصله پس از ظهور ، تغيه و تخمگذاري مي كنند. حشرات كامل پرواز حقيقي ندارند و تنها قادرند از يك گياه به گياه ديگر بروند ولي مسافتهاي طولاني را مي توانند توسط باد طي كنند. اين آفت چند نسلي است.
روشهای مبارزه :
الف) زراعي : كنترل علفهاي هرز نقش مهمي در كاهش آفت دارد.
ب) بيولوژيكي : سن orius مهمترين دشمن طبيعي تريپس پياز است كه متعلق به خانواده آنتوكريده مي باشد. كفشدوزك هفت نقطه ، تريپس شكارگر و كنه شكارگر نيز وجود دارد كه در كنترل آفت بسيار مؤثر است.

کنه شکارگر در حال تغذیه از تریپس
ج) شيميايي : در زمان گلدهي نبايد از سم استفاده كرد براي مبارزه با اين حشرات از سموم زير استفاده مي شود :
دانيتل به ميزان 5/1 ليتر در هكتار – دورسبان به ميزان 2 ليتر در هكتار – در كلزا ، آدميران به ميزان 5/0 ليتر در هكتار .
( راسته دوبالان Diptera )
انواع حشرات اين راسته فقط دو بال غشايي روي بند دوم سينه دارند كه اين بند از ساير بندها رشد بيشتري كرده است. بالهاي روي بند سوم تبديل به ضمائمي شبيه به نوار كوتاهي شده كه اصطلاحاً آنها را هالتر مي نامند. تعداد كمي از دو بالان كه گاهي انگل خارجي بدن هستند بالدار نمي باشند. بسياري از دو بالان به مناسبت انتقال بيماري به انسان و دامها و ايجاد ناراحتي براي بشر به دقت مورد مطالعه حشره شناسان ،پزشك و دامپزشك قرار گرفته اند. قطعات دهاني دوبالان براي مكيدن خون و يا ليس زدن مناسب است. برخي از مگسها ظاهراً شبيه زنبورها هستند. تشابه ظاهري بين مگس و زنبور غالباً از نظر رنگ بدن است و هرگاه بالها را از نزديك معاينه كنيد تفاوت آنها با زنبورها كه چهار بال دارند معلوم مي شود. مگس هاي گل يا syrphid از نظر شكل ظاهر بسيار به زنبورها شباهت دارند ولي داراي دو بال هستند و از اين نظر از زنبورها به راحتي تشخيص داده مي شوند. در راسته دوبالان بيش از هفتاد هزار گونه مگس و پشه وجود دارد. پشه ها در مقايسه با مگسها جثه كوچكتري داشته و بدن آنها باريكتر است. پشه ها غالباً خونخوار مي باشند و معمولاً شبها تغذيه مي كنند.
مگسها جثه بزرگتري دارند ، بدن آنها پهن و چاق تر از پشه ها است و معمولاً روزها از خون يا كثافات تغذيه مي نمايند. برخي از پشه ها و مگسها گياهخوار هستند و از آفت محصولات كشاورزي به شمار مي آيند كه مورد مطالعه حشره شناسان كشاورزي قرار مي گيرند. بعضي از پشه ها غده هايي به نام گال روي گياهان به وجود مي آورند و لارو برخي از مگسها به ريشه پياز و سبزيجات و گندم صدمه مي زنند.
تعدادي از دوبالان مانند مگس چغندر از پارانيشم ين دو اپيدرم برگ چغندر تغذيه مي نمايند. كه اصطلاحاً آنها را ميوز يا معدنچي مي نامند. روي بال برخي از دوبالان نوارها و لكه هاي رنگي و مشخصي وجود دارد اين دوبالان را مگس ميوه مي نامند و تخم خود را روي گيلاس ، هلو ، ميوه ، مركبات و ... مي گذارند كه لارو آنها ميوه را كرمو مي كند.
تعداد زيادي از دوبالان از لاشه جانوران و مدفوع آنها تغذيه مي كنند. مگسهايي كه نوزادشان از لاشه يا مدفوع انسان و گاو و حيوانات اهلي تغذيه مي نمايند از نظر تميز نمودن محيط زيست خدمتگذار بشر مي باشند. مگس هاي گل نيز در اثر پرواز و تغذيه از شهد گلها موجب تلقيح و بارور شدن آنها مي گردند. برخي از دوبالان نيز تخم خود را بر روي لارو پروانه هاي برگخوار قرار مي دهند و باعث كم شدن جمعيت آفت گياهي مي شوند. مثل مگسهاي خانواده تاكنيده كه پاراز اغلب لاروها مي باشد. مگس خانگي خونخوار نيست ولي به علت ليس زدن مواد كثيف و غذاها غالباً باعث آلودگي غذا و انتشار بيماري مي گردد.
سر مگسها كروي ، بزرگ و متحرك است كه در دو طرف آن چشمهاي مركب بزرگي قرار دارد. چشمهاي مگسهاي نر معمولاً بزرگتر از ماده هاست. پشت سر مگس معمولاً سه عدسي چشمي ساده ديده مي شود ولي برخي از خانواده ها چشم ساده ندارند. مگسها معمولاً بر روي پيشاني شاخكهاي كوچك مودار و سه بندي دارند كه زير آن صورت مگس قرار دارد.
دوبالان ابتدايي و پشه ها شاخكهاي كم و بيش طويل و چند بندي دارند. در اين حشرات بندهاي شاخكها كم و بيش مشابه يكديگر هستند. در اطراف هر بند شاخك موهاي نسبتاً بلندي ديده مي شود.
مگسها معمولاً از مايعات تغذيه مي كنند ولي تغييرات زيادي در شكل قطعات دهاني انواع مختلف ديده مي شود. عموماً دهان دوبالان تفاوت زيادي با ملخها و لارو پرندگان دارد.
قطعات دهان در مگسها از يك خرطوم تشكيل شده كه در انتهاي آن قطعه اسفنج مانندي دارد كه از طريق آن مايعات به طرف حلق هدايت مي شوند. در دوبالان خونخوار مثل پشه ها و خرمگس آرواره هاي بالا و پايين به صورت تيغه تيزي در آمده است و اصطلاحاً به اين قطعات دهاني زننده مي گويند. دوبالان بر حسب محل زندگي تخم خود را در داخل مدفوع ، لاشه ، مواد پوسيده و يا روي سطح آب قرار مي دهند. نوزاد آنها لاروهاي بدون پايي هستند كه حركات آنها شبيه به كرمها است. اين نوع لارو بدون دست و پا را vermiform گويند.
مگس گلرنگ Acanthiophilus helianthi
( Dip.tephritidae )
مگس گلرنگ از آفات مهم گلرنگ مي باشد كه خسارت آن مربوط به مرحله لاروي است كه ابتدا از قسمتهاي نرم برگ مي خورد و سپس به بذر حمله كرده و محتويات آن را از بين مي برد به طوري كه گاهي قسمت عمده بذرها نابود مي گردد.
شكل شناسي : طول بدن در حشرات كامل 6 – 4 ميليمتر است. بال ها در نيمه انتهايي داراي نقش و نگارهاي تيره رنگ وسعت اين لكه ها در بال حشرات نر بيش از ماده است. خرطوم كوتاه و يك خرطوم مفصلي است. رنگ بدن خاكستري و تا حدودي مايل به سبز است و شكم نيز قهوه اي تيره و پوشيده از موهاي انبوه خاكستري مي باشد. چشم ها به رنگ سبز متاليك و درشت مي باشد. ماده ها در انتهاي بدن تخمريز نيزه مانند دارند. تخم سفيد و دوكي شكل لارو دوكي و كرمي شكل بطوريكه بدن آن به طرف سر باريك شده است.


خسارت : حشرات ماده پس از جفتگيري تخم هاي خود را به طور دسته جمعي و با سوراخي كه در 3 – 2 برگچه اطراف قوزه ايجاد مي كند در داخل قوزه گلرنگ قرار مي دهند. لاروهاي جوان پس از خروج از تخم وارد قوزه شده و شروع به تغذيه از دانه هاي گلرنگ مي كنند. سوراخ هايي كه به وسيله لاروهاي سن 2 و 1 ايجاد مي شود ريز است ولي بتدريج كه لارو رشد مي كند سوراخها نيز بزرگتر مي شوند. لاروها از قسمت كناري به سمت قسمت مركزي و پايين قوزه يعني روي طبق حركت مي نمايند و در مسير حركت خود كانالي ايجاد نموده و با سوراخ كردن دانه ها از محتويات آن تغذيه مي نمايند. اگر دانه هاي گلرنگ درشت باشند لارو قسمتي از آن را خورده و وارد دانه ديگري مي شود. ولي اگر دانه ها كوچك و نارس باشند لارو تمام آنها را مورد تغذيه قرار مي دهد و آنها را از بين مي برد. در هر حفره چندين لارو وجود دارد ، اگر حمله آفت شديد باشد ميزان خسارت به 90% مي رسد.
زيست شناسي : زمستانگذراني حشره به صورت لارو در داخل لانه هاي ابريشمي در درون قوزه سپري ميكند. در تابستان هنگامي كه قوزه ها و دانه هاي گلرنگ در مراحل اوليه تشكيل مي باشند حشرات كامل نر و ماده ظاهر مي شوند. مگسها در ساعات گرم روز زير برگها پنهان مي شوند. پس از جفت گيري مگسهاي ماده تخمهاي خود را در قسمت پايين براكتها و قوزه هاي تازه قرار مي دهند. تخمها تخريج شده و لاروها پس از خروج شروع به تغذيه كرده و پس از تكمبل رشد درون قوزه به شفيره تبديل مي شوند. اين آفت در شرايط قزوين و ورامين 3 – 2 نسل دارد.
روشهای مبارزه :
1-استفاده از ارقام مقاوم : ارقام خاردار و واريته هاي صمغ دار به دليل مزاحمتي كه براي فعاليت لاروها فراهم مي سازند مقاومند.
2-استفاده از ارقام زودرس : ارقام زودرس و زراعتهاي هراكش ، آلودگي كمتري نسبت به ارقام ديررس و كرپه دارند. اگر گلرنگ در اوايل بهمن ماه كاشته شود در اوايل ارديبهشت ماه به قوزه مي رود و چون با دوره فعاليت مگس تطبيق ندارد لذا محصول آن از خطر آفت نسبتاً مصون باقي خواهد ماند.
( رده پرندگان : Aves )
گنجشك Passr sp.
اين پرنده يكي از بزرگترين آفات آفتابگردان ، كلزا ، ... است كه هم در مزارع بزرگ و هم در مزارع كوچك خسارت زيادي وارد مي كند. اين خسارت در مزارع كوچكي كه در اطراف آنها درخت زياد باشد مشهور است.

راههايي كه براي جلوگيري از خسارت گنجشك تا كنون از سوي محققين عنوان شده هيچيك چاره قطعي براي آن نبوده است معذالك براي كاهش خسارت آن روشهاي مختلفي بكا مي رود. در حال حاضر از قديمي ترين طريق مبارزه يعني ايجاد صدا با وسايلي مثل طبل و گماردن مراقب است. ولي متأسفانه گنجشك خيلي زود به اين صداها عادت مي كند. گاهي گذاردن تله و كشيدن نخهاي روي آفتابگردان موجب ترس و فرار آنها مي شود.
كشت ارزان در كنار مزارع با توجه به علاقه اي كه گنجشك به اين دانه دارد مي تواند مفيد باشد. استفاده از سموم آربين نيز مي تواند مفيد باشد زيرا سمي است بسيار بد بو و گنجشك از بوي بد آنها دوري مي كند. بتازگي تورهايي نيز ساخته شده كه مي توان با كشيدن آنها بر روي آفتابگردان تا حدي آنرا از دستبرد گنجشك ها حفظ كرد.
كنه تارتن دو لكه اي Tetranychus urticae
( Acari,Tetrany chidae )
اين گونه انتشار جهاني دارد و يكي از پلي فاژ ترين آفت شناخته شده محصولات كشاورزي دنيا مي باشد. افراد اينگونه در تمام جهان يافت مي شوند و به سويا ، لوبيا ، خيار، خربزه ، گلرنگ ، كدو ، هندوانه ، پنبه ، سبزيجات و درختان ميوه از جمله سيب خسارت وارد مي آورند.
شكل شناسي : اندازه بدن 3/0 – 5/0 ميليمتر بوده و افراد ماده درشتر از افراد نر مي باشند. انتهاي بدن در افراد نر دوكي شكل و رنگ بدن آنها فصلي است ، به طوري كه در بهار و تابستان سبز متمايل به زرد با دو لكه پشتي جانبي تيره مي باشد. عامل تيره شدن طرفين پشتي جانبي بدن تجمع مواد غذايي در روده مياني آفت است و شفاف و نازك بودن پوست بدن باعث شده رنگ بدن از محتويات مواد غذايي داخل بدن تبعيت نمايند.


در اواخر پاييز و زمستان به دليل بيرون فرستادن مواد داخل روده ها به رنگ قرمز ديده مي شوند. مراحل زيستي آفت شامل : تخم ، لارو ، پوره سن يك ، پوره سن دو و كند بالغ است.
شكل بدن در مرحله لارومي تقريباً كروي است . لاروها داراي سه جفت پا ولي تمام مراحل پورگي و بالغ داراي چهر جفت پا هستند. يكي از مهمترين علائم فعاليت اين آفت وجود تارهاي ابريشمي در پشت برگ گياهان ميزبان مي باشد.
زيست شناسي : اين آفت زمستان را به صورت افراد ماده و بالغ جفتگيري كرده ، در لابلاي بقاياي گياهي ، زير كلوخه ها ، روي گياهان هميشه سبز و علفهاي هرز حاشيه مزرعه سپري مي كند. وقتي شرايط آب و هوا مساعد مي شود پناهگاههاي زمستانه را ترك كرده و روي علفهاي هرز داخل و حاشيه مزرعه مستقر مي شود و يك تا دو نسل اول فصل را روي آن ايجاد مي كند. پس از رشد گياه ميزبان در مزرعه روي آن انتقال يافته و تا اواسط پاييز ، 8 – 7 نسل را در روي ميزبان توليد مي كند. طول روز يكي از فاكتورهاي مؤثر در شروع دياپوز مي باشد. در پاييز بعد از اينكه دوره روشنايي به كمتر از 10 ساعت برسد به دياپوز مي رود. وجود تداخل نسل در اين آفت امري كاملاً طبيعي است و به همين دليل در پشت برگها مراحل مختلف زيستي آفت شامل : تخم ، لارو ، پوره سن يك ( پروتونمف ) ، پوره سن دو ( دئوتونمف ) و كند بالغ به طور همزمان مشاهده مي شود. در بين مراحل مختلف زيستي سه مرحله استراحت اتفاق مي افتد.
خسارت : مراحل مختلف زيستي آفت با تغذيه از برگهاي سويا ، خسارت شديدي به آن وارد مي كنند كه علائم خسارت به صورت برنزه شدن برگها و ايجاد تار در روي آنها و بوته ظاهر مي شود. خسارت در مزارع سويا به حدي است كه باعث قهوه اي شدن و خشك شدن كامل بوته ها مي شود.

روشهای مبارزه :
الف) بيولوژيك : كند تارتن دو لكه اي دشمنان طبيعي متعددي دارد از جمله :
کفشدوزک شكارگر استتروس stethorus ؛ كنه شكارگر اريوس orius و كنه شكارگر فيتوزئولوس phytoseiulus .


( کفشدوزک استتروس)

(سن اوریوس)

(کنه شکارگرفیتوزئولوس در حال تغذیه از کنه تارتن دونقطه ای)
دانشور و قليچ خاني ( 1372 ) سه بار رها سازي را براي كنترل اين آفت توصيه كرده اند. اگر رها سازي در كانون هاي طبيعي با نرم 5 كند شكارگر براي هر بوته در موقع شروع آلودگي مزرعه ( 15% كل مزرعه آلوده باشد ) انجام شود نتيجه مطلوبي را به دنبال خواهد داشت.
ب) شيميايي : مبارزه شيميايي با سموم زير صورت مي گيرد :
آباماكتين طلايي به ميزان 1 ليتر در هكتار – ارتوس به ميزان 5/0 ليتر در هكتار
